تبليغاتX
این وبلاگ عنوان ندارد !!!
شبی مجنون به لیلی گفت کای محبوب بی همتا ... تو را عاشق شود پیدا ... ولی مجنون نخواهد شد !


این وبلاگ عنوان ندارد !!!









آقا کنکور دارم ... کنکووووووووووووووووووووور!!!

یه جوری داد می زنم کنکور که انگار قراره شاهکار کنم ... یه دونه دیپلم فنی گرفتم دستم و یه پیش دانشگاهی الکی خوندم حالا بیا برو کنکور انسانی بده با این فلسفه ی کثیفش !!!

یه مسئله ای بد جور فکرمو مشغول کرده ... من چی کار کنم 4.5 ؟! نمی دونم تخمه بخرم ؟ پسته بخرم ؟ تخمه ی سیاه یا از اون تخمه سفیدها که آدم رو مسموم می کنه ؟ تصمیم گرفتم که هر چی می دونم بزنم بقیه شو اصلا نخونم بهتره ... فکر کنم اگه عربی رو بخوام بزنم منفی 50 بیارم ( آیکون یک پشت کنکوری روشنفکر ) !!!

شنبه صبح باید با این وضعیت بیام 4 ساعت بشینم پشت یه صندلی که چی مثلا یه چیزی بخورم و برگردم ... آخه من برم چی می تونم بزنم شما بگین ؟ می خواستم نرم مادرم اصرار کرد و بالاخره راضی شدیم که بععله !

راستی کنکور دانشگاه آزاد کی است ؟ اونم زدم کرج میرم اونجا کنکور میدم ... خلاصه عرض کنم خدمتتون که کنکور بهانه ای شده که بیام تهران رو بگردم اونم از شانس بد ما افتاده دست طرفدارهای موسوی و اونا هم اغتشاش و خلاصه طوفان ! همون کرج بمونم بهتره ... قراره با یکی از دوستام بیام .

فراگیر پیام نور رو هم که دیگه اصلا حوصله شو ندارم بخونم ... یه 20 روزی اصلا کتاب رو باز نکردم ببینم چی داره ... ای کاش اصلا فلسفه رو نمی خوندم ... تا فلسفه رو خوندم لجن بودن درس و مشق و همه چی یادم اومد و بازم شدم آدم تنبل قبلی ... با این وضعیت که من دارم میرم فکر کنم اگه دانشگاه هم برم ( خصوصا پیام نور ) تا 10 سال بتونم کارشناسی رو بگیرم ! البته اگه بتونم برم دانشگاه ... آهان راستی دیگه بحث انتخاباتی در این وبلاگ تعطیل شد ! رادین کوچولو هم جمعه صبح به دنیا اومد و مامان و باباش رو خوشحال کرد ... ما هم بسی خوشحالیم و البته رادین اسم پسره ( برای کسایی که نمی دونستن ) .

همین !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388 ساعت 13:26  توسط علی  |