تبليغاتX
این وبلاگ عنوان ندارد !!!
شبی مجنون به لیلی گفت کای محبوب بی همتا ... تو را عاشق شود پیدا ... ولی مجنون نخواهد شد !


این وبلاگ عنوان ندارد !!!









سلام ...

چند روزی بود که می خواستم هم راجع  به گشت ارشاد و هم راجع به این وضعیت صحبت کنم که وقت نمی شد یا شایدم تنبلی می کردم . بذارین قبل از اینها حذف شدن تیم ملی از جام جهانی رو( همون باز ماندن ) تسلیت بگم و از آقای اح مدی نژاد گلایه کنم که خیلی کم به ورزش اهمیت داده و این یکی از ایراد های بزرگ ایشون است و امیدوارم در این دوره یکمی به این موضوع ها رسیدگی کنند ... من خودم خیلی به این فوتبال حساسم و یه بار گریه کردم سر این فوتبال که نمی خوام بگم کدوم بازی چون الان هم که الانه خجالت می کشم ... دیروز هم خیلی ناراحت بودم و کلی فحش به علی دایی و افشین قطبی و بازیکنها دادم ... بهترین سرگرمی و عشق من فوتبال دیدنه چرا اینجوری می کنن اینها .

بحث گشت ارشاد بود که من کاملا موافقم با این گشت ارشاد و باید هم ارشاد بشن ... البته اشتباه نگیرین نه برای دین بلکه برای فرهنگ و جلوگیری ازفساد ! نمی دونم منظورم رو فهمیدین یا نه ... بحث من سر اینه که آقای خاتمی آزادی رو بد معنا کرد ! فرمودن آزادی بیان ولی وقتش که رسید و دانشجو ها یکی یکی حرف زدن همشون رو سر بریدن ! و آزادی فح شا دادن و متاسفانه فاح شه گری ( درست گفتم ؟) برای ما شد تمدن ! و این کار ایشون اشتباه بود چون مردم عقده ای بودن ... رییس جمهور باید مردم کشورش رو بشناسه و بدونه بعد از انقلاب چجوری زندگی کردن و چه محدودیت هایی داشتن که آقای خاتمی متاسفانه اینها رو ندیدن ... و بالاخره نوبت رسید به آقای احمدی نژاد و ایشون با یک کنترل جالب گشت ارشاد رو راه انداختن و بسیار عالی خیلی از این فساد ها رو جلوگیر کردن ... خانمها و آقایان اشتباه نگیرید من مخالف آزادی نیستم ولی یه مثال میارم که بفهمین منظور من از آزادی چیه ! شما یه ورزشکار رو در نظر بگیرید که رفته خارج از کشور ... مثلا انگلیس ... وقتی یه خانم رو می بینه که از نظر حجاب زیاد جالب نیست ( البته من اصلا ایرادی به اون خانم نمی گیرم ... حقشه آزادانه انتخاب کنه ) این آقا چهار چشمی اون خانم رو نگاه می کنه و هیچ کاری هم نمی تونه بکنه چون وطن خودش نیست که هر کاری رو آزادانه ( تاحدودوی ) بکنه و یه ترسی تمام وجودش رو اونجا فرا گرفته و یکمی می ترسه ... ولی اهالی اون کشور یعنی آقایون به این جور لباس پوشیدن ها عادت کردن و مثل یه ادم عادی اونو می بینن ... حالا فرض کنین در این شرایط همون ورزشکار بیاد به کشور خودمون و عین همون خانم و عین همون حجاب رو ببینه ... شما رو به هرچی که می پرستین قسمتون می دم آیا این آقا به اون خانم ت*ج*ا*و*ز نمی کنه ؟ آیا میزان فساد چند برابر نمیشه ؟ چرا ؟ چون ندیدیم یکی اینجوری جلوی ما راه بره ... من خودم یه راه حلی به نظرم می رسید که خیلی هم خوب بود ... آقای رییس جمهور اگه میشه از الان فرهنگ سازی بکن ... چرا باید دختر و پسر اول دبستانی جدا از همدیگه درس بخونن ؟

نظر من اینه که باید سال به سال تقویت بشه ... اولین مرحله مدرسه ای ها باید با هم باشند البته به یه شرط ...  این اتفاق باید سال به سال بیفته یعنی اول باید اول دبستانی ها با هم باشند و سال بعد دوم دبستانی ها و سال بعد سومی ها و همینطور جلوتر برن تا واسه منی که به این سن رسیدم و با یه دختر غیر همجنس یه جا ننشستم عقده ای نشم ... و این یه مثال از مدرسه بود ... ما می تونیم این کار رو خیلی از جاها افزایش بدیم ... البته به شرطی که از پایه باشه ... یعنی از کودکی باشه ... این نظر منه حالا هر کی هم مخالفه بیاد دلیلش رو بگه و من هم با کمال میل انتقادش رو می خونم و اگه منطقی بود با تمام احترام قبول می کنم ... فقط خواهش در حد بحث باشه نه در حد دعوا ! !!!!

این روزها تهران خیلی درگیری زیاد شده و بی خودی هم نگین طرفدارهای موسوی نیسن ... مگه دولت سرش درد می کنه که هم آبروی خودش رو جلوی کشورهای دیگه ببره و هم به خودش صدمه بزنه ... این کار مال  آدمهای بی منطقه که ریختن تو خیابونها و اینجوری اعتراض می کنن . خب اگه اعتراض دارین چرا شیشه می شکنی ؟ می گین دولت اجازه اعتراض نمیده اینو قبول نمی کنم ... دقیقا یادمه 4 سال پیش وقتی آقای احمدی نژاد تازه رییس جمهور شده بود روزنامه ایران ما آذری زبونها رو سوسک خطاب کرد و ما برای اعتراض به خیابون ریختیم و از اول میدان شریعتی تا خود سرچشمه ... حتی خود من اون موقع پشت بزرگترین شورشگر نشسته بودم روی زمین بین شریعتی و چهارراه و اعتراض می کردم ... تا خود سرچشمه اعتراض کردیم و نیروی انتظامی خیلی راحت می تونست جلوی ما رو بگیره ولی واسه اعتراض چیزی نگفتن ... وقتی رسیدیم میدان سرچشمه و سنگ به دست شیشه های بانک پارسیان رو ریختیم فورا اومدن و محاصره کردن و خیلی ها رو هم گرفتن و من شانس آوردم و فرار کردم ... الان که فکر می کنم می بینم که اشتباه بزرگی انجام دادم و نباید این کارها رو می کردم و اعتراض کافی بود ... اولا من قضیه تقلب رو اصلا قبول نمی کنم چون 31 درصد رای ها مال روستاها بود و اتفاقا روز انتخابات من داشتم می رفتن یه شهرستان دیگه و به هر روستایی می رسیدیم می پرسیدیم به کی رای می دی و جالب اینه که می گفت همه ی ما به احمدی نژاد رای می دیم ! بعدش هم خودتون می دونین که شهرهای بزرگ که طرفداری موسوی زیاد بود همشون رای دادن و موسوی بیشتر رای آورده ولی مگه شهر های کوچیک شهر نیستن ؟ مگه اونجا آدم زندگی نمی کنه ؟ مگه رای اونها حساب نیست ؟ آقا یا خانمی که طرفدار آقای موسوی هستی اگه فکر می کنی رای شما کاملا روشنفکرانه بوده و رای اونایی که به احمدی نژاد رای دادن احمقانه ! ولی رای بوده ! و رای حساب می شده ! خوبه که یکمی جنبه داشته باشیم ... قبول می کنم احمدی نژاد اشتباه هم داره ولی نسبت به کاندیدهای دیگه من بهتر تشخیص دادم ... امیدوارم کسی از من ناراحت نشده باشه ولی این حق رو دارم که خودم راجع به کاندیدی که می خوام رای بدم  .

ضمنا " یه دوست " عزیز دلایلش رو برای انتخاب رییس جمهور گفته که من خوشم اومد و اینجا گذاشتم :

كوتاه كردن دست دولت مرداي ما از دزديدن بيش از مال مردم (البته تا حدودي) - رو كردن (هرچند خودمون ميدونستم ) دزداي مملكت كه حتي كسي جرات نكرد جوابش رو بده و جوابش فقط چيز بود - افزايش حقوق كارگر دقيقا از سال اولش شروع شد (خودمم يكيش بودم) سهام عدالت - مهمتر از همه كم كردن هزينه اضافي ادارت (بازم خودم شاهدش هستم) مردمي بودش و به فكر مردم فقير بودن و سر زدن به استانها
البته ايرادهايي هم داشت يكي اين بود مصوبه هاي كه تو استانها تصويب ميشده ميزان اجرايش كم بود و با گذاشتن يه نماينده تو هر استان حل ميشد .
يه دوست دارم كه وقتي احمدي نژاد شهردار تهران شد همون موقته با چشماي خودش ديد وقتي وارد اتاق شهردار دزد قبلي شده بعد از يك دقيقه اومد بيرون و دستور داد كل صندلي و ميزها رو عوض كنن و چيزهاي ساده تري استفاده بشه ميگفت من وقتي يه جايي ساده باشم بيشتر به فكر مردم هستم . اينم واسه اين گفتم كه نگن فقط وقتي رئيس جمهور بود آدم خاكي شد از اول خوب و به فكر مردم بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 ساعت 15:40  توسط علی  |