گویند کسان بهشت با حور خوش است من می گویم که آب انگور خوش است این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار آواز دهل شنیدن از دور خوش است --------------------------------------------- این می چه حرامیست که عالم همه زان می جوشند یک دسته به نابودی نامش کوشند آنان که بر عاشقان حرامش کردند خود خلوت از آن پیاله ها می نوشند --------------------------------------------- در خرقه پنهان می کنم ... می را و کتمان می کنم ... هی بشکنم پیمان و هی تجدید پیمان می کنم ... ترک ایمان می کنم از باده مدهوشم کنید ! --------------------------------------------- پندم ای زاهد مده ... پندم ای زاهد مده ... با که گویم با که گویم ... من نمی خواهم نصیحت بشنوم ! --------------------------------------------- تو اگر گوشه ی محراب نشستی ... صنمی گفت چرا ؟ صنمی گفت چرا ... من اگر گوشه ی می خانه نشستم به تو چه ؟ به تو چه ؟ --------------------------------------------- آن دم که مرا می زده در خاک سپارید زیر کفنم خمره ای از باده کذارید تا در سفر دوزخ از آن باده بنوشم !