تبليغاتX
این وبلاگ عنوان ندارد !!!
شبی مجنون به لیلی گفت کای محبوب بی همتا ... تو را عاشق شود پیدا ... ولی مجنون نخواهد شد !


این وبلاگ عنوان ندارد !!!









پدر من یه تاکسی داره و اونروز یه مسافر داشته که می گفته ...

یه نفر راننده کامیون تو یکی از جاده های خلخال ( یکی  از شهرستان های اردبیل ) داشته رانندگی می کرده و می خواسته بیاد طرف اردبیل که کنار جاده یه دکه بوده که ندیده و زده بوده به اون دکه و دکه هم رفته بوده ته دره .. خلاصه مردم جمع می شن و می بینن که بله دکه رفته ته دره ولی خدا رو شکر می کنن که کسی نبوده تو دکه ... انگار کسی که اون جا رو می گردونده همیشه اون جا بوده و استثناء ن اون روز اونجا نبوده خلاصه مدارک ماشین اون رانندهه رو می گیرن و میگن که باید این طرف بیاد و حق و حسابتون رو بکنین و راننده هم راهشو میگیره و میاد اردبیل ...

وقتی میاد اردبیل و تو یکی از بزرگراهها همون روزی که تو جاده تصادف کرده بود میاد تو بزرگراه هم یه نفر رو زیر می گیره و طرف میمیره ... تا الان نکته جالبی ندیدیم ولی فقط نکته جالب این اتفاق اینه که همون آدمی که اینجا مرده همونی هست که اون دکه رو می گردونده ...

واقعا هم هی هی از دست این تقدیر نمی دونیم ما رو به کدوم طرف می کشونه !!!

پی نوشت : البته حال پدرم اون روز خوش نبود چون هم ماشینش جریمه شده بود و هم 3 روز فرستاده بودنش پارکینگ

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387 ساعت 20:9  توسط علی  | 


دیروز داشتم از تو مغازه پول بر می داشتم که گفتم شما هم از  یه عکس بی نصیب نمونین !!!

روی یه ۵۰۰  تومانی نوشته بودن سیاوش خیرابی تک گل من که منم خواستم تک گل اون یه نفر رو واسه شما نشون بدم ... البته مدرکم دارم ...

 

والبته یه عکس هم از این باز یگر سیاه و صد البته ز یبا هم بزاریم ...

پی نوشت : دوستان من اون نویسنده پول رو نمی شناسم ... خانم ها نگین حسودی می کنه ... من نیازمند محبت کسی نیستم پشت سرم حرف در نیارین

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 12:50  توسط علی  | 


دیشب اگه شبکه ۲  رو میدیدن یه فیلم نشون می داد به نام نامادری ...

واقعا فوق العاده بود ... مادر بچه ها مریض بود و یه نا مادری هم داشتن که که از این بچه ها نگهداری میکرد ... ولی من به داستان فیلم و کلا چی شد و چی نشد کاری ندارم فقط چند تا تیکه از فیلم واقعا فوق العاده بود ...

یکی اونجایی که مادره می خواست به بچه هاش بگه که سرطان داره ... نمیدونم آیا خارجیها اینجوری موضوع ها رو به بچه هاشون می گن یا واقعا این تو فیلم بود ... این مادر اینقدر رک و راست به بچه هاش این حرف رو زد که من واقعا اون تیکه کیف کردم ... یه کلام گفت : سرطان دارم !!!

ولی اگه خدایی نکرده به یکی از مادران ایرانی این اتفاق بیفته مادره به بچش می گه که چیزی نیست فقط یه سرما خوردگیه ... فقط یکم طول می کشه و آخرشم آدم به چیز ... میره !!!!!!!!!!!!!!!!!

بعدشم یه تیکه داشت آخرای فیلم نامادری به مادره می گفت که وقتی دختر بزرگ شد و وقتی لباس عروسی تنش کردم ... بهش می گم تو بهترین عروسی هستی که تا حالا دیدم ولی از یه چیزی می ترسم ... می ترسم که بگه ای کاش مادرم هم اینجا بود !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 ساعت 12:35  توسط علی  | 


سلام ... امروز یه مسئله ای به ذهنم رسید و گفتم بیام اینجا هم مطرح کنم شاید خیلی ها به این فکر می کنن ...

صبح وقتی داشتم میومدم مغازه ... از جلوی یه دبستان که عبور می کردم بچه ها انگار زنگ ورزششون بود و اومده بود تو حیاط واسه بازی و تفریح ... جالب اینجاست که همشون میدوییدن و هی می گفتن مرگ بر آمریکا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آخه مگه بچه آمریکا تا حالا به تو فسقلی چه هیزم تری فروخته ؟

البته مشکل از بچه هم نیست ... مشکل اینجاست که وقتی پدر و مادر به بچه بابا و مامان گفتن یاد میدن ... دولت و رسانه و مدرسه هم مرگ بر آمریکا و اسرائیل یاد می دن ...

و صد البته مشکل بزرگ ما اینجاست که فکر می کنیم هر کی میاد تو این آمریکا و رئیس جمهور و اصلا بازیگر یا ورزشکار میشه آدمه خوبی نیست !!!

مثلا امام جمعه اون روز می گفت فکر نکنین رئیس جمهور آمریکا عوض شده و ما از دشمنی دست می کشیم ... خب آخه عزیز من آقای فلانی شما که هنوز این بدبخت رو نمی شناسی بذار بیاد سر پستش و یه کارایی بکنه و بعد نظرتو بگو حاجی جون !

اصلا من کاری ندارم اوباما خوبه بده یا هر چیزی ولی هنوز که کاری نکرده ... آخه چرا مرگ بر اسرائیل ؟

خیلی سوال دارم دوستان نظرتون رو برام بگید ممنون .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 ساعت 12:33  توسط علی  | 


تست شخصیت !!!

به سوالات زير با دقت و صادقانه پاسخ بدهيد و در پايان تعبير پاسخ هايتان را مشاهده بفرمائيد

سوال ها:


1. دريا را با كدام يك از ويژگي هاي زير تشريح مي كنيد؟
آبي تيره، شفاف، سبز، گل‌آلود


2. كدام يك از اشكال زير را دوست داريد؟
دايره، مربع يا مثلث
 


3- فرض كنيد در راهرويي راه مي رويد . دو در مي بينيد . يكي در 5 قدمي سمت چپ تان و ديگري در انتهاي راهرو . هر دو در باز هستند . كليدي روي زمين درست جلوي شما افتاده است. آيا آن را بر مي داريد ؟
 


4- رنگهاي روبرو را به ترتيب اولويتي كه برايتان دارند بگوييد . قرمز , آبي , سبز ,سياه و سفيد
 


5. دوست داريد در كدام قسمت كوه باشيد؟
 


6- در ذهنتان اسب چه رنگي است ؟
قهوه‌اي، سياه يا سفيد
 


7- توفاني در راه است . كداميك را انتخاب مي كنيد: يك اسب يا يك خانه ؟



و اما پاسخ ها:

.

.

.

.

.

..

...

.....

........


1- آبي تيره : شخصيت پيچيده
سبز: آسان گير و بي‌خيال
شفاف: به سادگي قابل درك
گل‌آلود: آشفته و سردرگم
 


2- دايره : سعي مي كنيد طوري رفتار كنيد كه خوشايند همه باشد.
مربع: خودرأي و خود محور
مثلث: يك دنده و لجباز
(اندازه اشكال با خودخواهي و منيت شما ارتباط مستقيم دارد)
 


3- بله : شما آدم فرصت طلبي هستيد
نه: آدم فرصت‌طلبي نيستيد.
 


4- اين سئوال , اوليتهاي شما در زندگي را مشخص مي كند.
آبي: دوستان/ روابط
سبز: شغل و حرفه
قرمز: شهوت و دلبستگي
سياه: مرگ
سفيد: ازدواج
 


5- ميزان ارتفاعي كه انتخاب مي كنيد رابطه مستقيم با ميزان جاه طلبي شما دارد .


6- قهوه ايي : فروتن و خاكي
سياه: غيرقابل پيش‌بيني، سركش، هيجان‌انگيز
سفيد: برتر، مغرور، تاثيرگذار
 


7- اين سئوال , الويتهاي شما به هنگام مشكلات را تعيين مي كند.
اسب: همسر
خانه: فرزندان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387 ساعت 13:44  توسط علی  | 


موزو انشا : عزدواج!

هر وقت من يک کار خوب مي کنم مامانم به من مي گويد بزرگ که شدي برايت يک زن خوب مي گيرم. تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تايش را به من داده است. حتمن ناسرادين شاه خيلي کارهاي خوب مي کرده که مامانش به اندازه استاديوم آزادي برايش زن گرفته بود. ولي من مؤتقدم که اصولن انسان بايد زن بگيرد تا آدم بشود ، چون بابايمان هميشه مي گويد مشکلات انسان را آدم مي کند. در عزدواج تواهم خيلي مهم است يعني دو طرف بايد به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خيلي به هم مي خوريم. از لهاز فکري هم دو طرف بايد به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولي مامانم مي گويد اين ساناز از تو بيشتر هاليش مي شود. در عزدواج سن و سال اصلن مهم نيست چه بسيار آدم هاي بزرگي بوده اند که کارشان به تلاغ کشيده شده و چه بسيار آدم هاي کوچکي که نکشيده شده. مهم اشق است ! اگر اشق باشد ديگر کسي از شوهرش سکه نمي خواهد و دايي مختار هم از زندان در مي آيد. من تا حالا کلي سکه جم کرده ام و مي خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم. مهريه وشير بلال هيچ کس را خوشبخت نمي کند.همين خرج هاي ازافي باعث مي شود که زندگي سخت بشود و سر خرج عروسي دايي مختار با پدر خانومش حرفش بشود. دايي مختار مي گفت پدر خانومش چتر باز بود.خوب شايد حقوق چتر بازي خيلي کم بوده که نتوانسته خرج عروسي را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ايم که بجاي شام عروسي چيپس و خلالي نمکي بدهيم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتي مي خوري خش خش هم مي کند! اگر آدم زن خانه دار بگيرد خيلي بهتر است و گرنه آدم مجبور مي شود خودش خانه بگيرد. زن دايي مختار هم خانه دار نبود و دايي مختار مجبور شد يک زير زميني بگيرد. مي گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پايين! اما خانوم دايي مختار هم مي خواست برود بالا! حتمن از زير زميني مي ترسيد . ساناز هم از زير زميني مي ترسد براي همين هم برايش توي باغچه يک خانه درختي درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست. از آن موقه خاله با من قهر است. قهر بهتر از دعواست.آدم وقتي قهر مي کند بعد آشتي مي کند ولي اگر دعوا کند بعد کتک کاري مي کند بعد خانومش مي رود دادگاه شکايت مي کند بعد مي آيند دايي مختار را مي برند زندان! البته زندان آدم را مرد مي کند.عزدواج هم آدم را مرد مي کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خيلي بهتر است! اين بود انشاي من

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 ساعت 15:19  توسط علی  | 


ماه های تولد شخصیت های معروف !!!

- افراد مشهور فروردين ماه: فريدون جنيدي ( شاهنامه‌پژوه و نويسندهٔ ايراني) ، بني صدر (رييس جمهور پيشين ايران) ، علي دايي (بازيكن فوتبال) ، زلمي خليلزاد (نماينده دولت بوش در سازمان ملل با تبار افغانستاني) ، محمد علي فردين (بازيگر ايراني) ، مجيد مجيدي (كارگردان ايراني) ، محمدعلي كشاورز (بازيگر ايراني) ، خسرو شكيبايي (بازيگر ايراني) ، ژاله علو (بازيگر ايراني) ، چارلي چاپلين (هنرپيشه انگليسي)، بيتا فرحي (هنرپيشه ايراني) ، پوران درخشنده (كارگردان ايراني) ، عليرضا افتخاري (خواننده ايراني) ، رخشان بني‌اعتماد (كارگردان ايراني) ، مارلون براندو (هنرپيشه آمريكايي)، يزدان ( شكافنده اتم )؛ بيسمارك (صدراعظم آلمان)، ژوزف پوليتزر (روزنامه نگار آمريكايي)، هنري جيمز (نويسنده آمريكايي)، ونسان ونگوك (نقاش هلندي)، نيكيتا خروشچوف (نخست وزير سابق روسيه) و تنسي ويليامز (نويسنده آمريكايي) ، مريلا زارعي ( هنرپيشه ايراني ) محمد رضا گلزار (هنرپيشه ايراني) ، خشايار اعتمادي (خواننده ايراني)

- افراد مشهور ارديبهشت ماه: عمر خيام (رياضيدان و اخترشناس ايراني) ، دكتر محمّد معين (اديب ايراني) ، سيمين دانشور (شاعر ايراني) ، قيصر امين‌پور (شاعر ايراني) ، غلامحسين بنان (خواننده ايراني) ، رهي معيري (شاعر ايراني) ، فريماه فرجامي (بازيگر ايراني) ، پرويز مشكاتيان (نوازنده ايراني) ، اندي (خواننده ايراني) ، آرش لباف (خواننده ايراني) ، رضا عطاران (بازيگر ايراني) ، بهنوش بختياري (بازيگر ايراني) ، آندره آغاسي (تنيسور امريكايي) ، همايون شجريان (خواننده ايراني) ، آتوسا پور كاشيان (استاد بزرگ شطرنج) ، اونوره دوبالزاك (نويسنده فرانسوي)، ويليام شكسپير (نمايشنامه نويس انگليسي)، برتراند راسل (فيلسوف و نويسنده انگليسي)، ولادمير ناباكف (نويسنده روس)، يوهان برامس (آهنگساز آلماني)، سالوادور دالي (نقاش اسپانيايي)، هري ترومن (رئيس جمهور آمريكا)، روبسپير (انقلابي فرانسوي)، كاترين كبير (ملكه روسيه)، اليور كرامول (رهبرانقلابي انگليس)، نانسي عجزم (خواننده لبناني) ، ملكه اليزابت دوم (ملكه انگليس)، هيتلر (ديكتاتور آلماني)، زيگموند فرويد (روانشناس اتريشي)، هنري فوندا (هنرپيشه آمريكايي)، گري كوپر (هنرپيشه آمريكايي) و ارسون ولز (كارگردان آمريكايي) ، سعيد شهروز (خواننده ايراني) ، پويا اميني (بازيگر ايراني) ، جواد كاظميان (فوتباليست ايراني) ، فريدون زندي (فوتباليست ايراني) .

- افراد مشهور خرداد ماه: عزت الله انتظامي (بازيگر ايراني) ، ابي (خواننده ايراني) ، احمد ظاهر (مشهورترين خواننده افغانستان) ، محسن مخملباف (كارگردان ايراني) ، محمدرضا شريفي‌نيا (بازيگر ايراني) ، امين حيايي (بازيگر ايراني) ، رضا كيانيان (بازيگر ايراني) ، جواد رضويان (بازيگر ايراني) ، هادي ساعي (قهرمان تكواندو المپيك از ايران) ، شيرين عبادي (وكيل دادگستري ايراني) ، امامعلي حبيبي (قهرمان كشتي ايران) ، فرهاد مجيدي (فوتباليست ايراني) ، سعيد نفيسي (نويسنده و شاعر ايراني) ، عباس يميني شريف (شاعر و اديب ايراني) ، جليل شهناز (نوازنده ايراني) ، محمد محيط طباطبايي (انديشمند و روزنامه نگار ايراني) ، احمدرضا عابدزاده (بازيگر و مربي فوتبال ايراني) ، وحيد طالبلو (فوتباليست ايراني) ، مژده شمسايي (بازيگر ايراني) ، پرستو گلستاني (بازيگر ايراني) ، كمند اميرسليماني (بازيگر ايراني) ، مهناز افشار (بازيگر ايراني) ، مژده شمسايي (بازيگر ايراني) ، شهره لرستاني (بازيگر ايراني) ، والت ويتمن (شاعر آمريكايي)، تامس هاردي (نويسنده انگليسي)، فرنسواز ساگان (نويسنده فرانسويي)، يان فلمينگ (نويسنده انگليسي)، پول گوگن (نقاش فرانسوي)، مريلين مونرو (هنرپيشه آمريكايي) ، جان.اف كندي (رئيس جمهور آمريكا).

- افراد مشهور تير ماه: علي حسيني خامنه‏اي (رهبر فعلي ايران) ، علي‌اكبر ولايتي (وزير خارجه پيشين ايران) ، ولاديمير پوتين (رييس جمهور سابق روسيه) ، محمد داود خان (اولين رييس جمهور افغانستان) ، سيمين بهبهاني (شاعر ايراني) ، صمد بهرنگي (نويسنده ايراني) ، صادق چوبك (نويسنده ايراني) ، داود رشيدي (بازيگر ايراني) ، عباس كيارستمي (كارگردان ايراني) ، سهراب شهيد ثالث (كارگردان ايراني) ، ثريا اسفندياري بختياري (همسر دوم محمدرضا شاه پهلوي) ، روح‌انگيز سامي‌نژاد (اولين هنر پيشه زن ايراني) ، فاطمه گودرزي (بازيگر ايراني) ، شادي پريدر (نخستين استاد بزرگ شطرنج بانوان ايران) ، بي نظير بوتو (نخست وزير پيشين پاكستان) ، محمود فكري (فوتباليست ايراني) ، عباس مرادي (دروازه بان بزرگ ايران)، مصطفي رحماندوست (شاعر ايراني) ، نسرين مقانلو (بازيگر ايراني) ، سحر ولد بيگي (بازيگر ايراني) ، هديه تهراني (بازيگر ايراني) ، رضا شفيعي جم (بازيگر ايراني) ، گلشيفته فراهاني (بازيگر ايراني) ، وحيد هاشميان (فوتباليست ايراني) ، نيوشا ضيغمي (بازيگر ايراني) ، الناز شاكردوست (بازيگر ايراني) ، ارنست همينگوي (نويسنده آمريكايي)، آن ليندبرگ (نويسنده آمريكايي)، ژان كوكتو (نويسنده فرانسوي)، هلن كلر (نويسنده آمريكايي)، مارك شاگال (نقاش روس)، رامبراند (نقاش هنلدي)، مارسل پروست (نويسنده فرانسوي)، اينگمار برگمن (نويسنده و كارگردان سوئدي)، لويي آرمسترانگ (نوازنده جاز آمريكايي)، راكفلر (سرمايه دار آمريكايي)، ژوليوس سزار (سردار روم)، جان گلن (فضانورد آمريكايي)، جينالو لوبريجيدا (هنرپيشه ايتاليايي) و هنري هشتم (پادشاه فرانسه).

- افراد مشهور مرداد ماه: محمود دولت‌آبادي (نويسنده ايراني) ، علي حاتمي (كارگردان ايراني) ، انوشيروان روحاني (آهنگساز ايراني) ، عارف عارف‌كيا (خواننده ايراني) ، شقايق فراهاني (بازيگر ايراني) ، حسن جوهرچي (بازيگر ايراني) ، داريوش فرضيايي"عمو پورنگ" (بازيگر ايراني) ، منيرو رواني‌پور (نويسنده ايراني) ، امين تارخ (بازيگر ايراني) ، پوپك گلدره (بازيگر ايراني) ، رضا صادقي (خواننده ايراني) ، مهدي مهدوي كيا (فوتباليست ايراني) ، محمد خاني (استاد اينترنت)، داريوش ارجمند (بازيگر ايراني) ، امين زندگاني (بازيگر ايراني) ، آلدوس هاكسلي (نويسنده آمريكايي)، جورج والتر اسكات (نويسنده اسكاتلندي)، جان گالز ورثي (نويسنده آمريكايي)، جورج برنارد شاو (نويسنده انگليسي)، دوروتي پاركر (نويسنده انگليسي)، كارل گوستاو يونگ (روانشناس سوئيسي)، آلفرد هيچكاك (كارگردان انگليسي)، موسيليني (ديكتاتور ايتاليايي)، فيدل كاسترو (رهبر انقلابي كوبا)، ناپلئون بناپارت (پادشاه فرانسه) و لوسيل بال (كمدين آمريكايي).

- افراد مشهور شهريور ماه: روح‌الله مصطفوي موسوي خميني (رهبر پيشين ايران) ، اكبر هاشمي رفسنجاني(رييس جمهور پيشين ايران) ، مرتضي آويني (نويسنده و كارگردان مستند ايراني) ، دميتري مدودف (رييس جمهور روسيه) ، احمدشاه مسعود (فرمانده مبارزين افغانستان) ، تهمينه ميلاني (كارگردان ايراني) ، فريدون مشيري (شاعر ايراني) ، غلامرضا تختي (ورزشكار ايراني) ، عهديه (خواننده ايراني) ، قادر ميزباني (قهرمان دوچرخه سواري ايران) ، عليرضا دبير (قهرمان كشتي ايران) ، مهدي شجاعي (نويسنده ايراني) ، هوشنگ مرادي كرماني (نويسنده ايراني) ، كيومرث صابري فومني (طنز نويس ) ، اكبرعبدي (بازيگر ايراني) ، پارسا پيروز فر (بازيگر ايراني) ، امين زندگاني (بازيگر ايراني) ، نيكي كريمي (بازيگر ايراني) ، حسام نواب صفوي (بازيگر ايراني) ، مجيد صالحي (بازيگر ايراني) ، امير تاجيك (بازيگر ايراني) ، جواد نكونام (فوتباليست ايراني) ، حسين پناهي (بازيگر و شاعر ايراني) ، شهلا رياحي (بازيگر ايراني) ، بنيامين بهادري (خواننده ايراني) ، تئودور رايزر (نويسنده آمريكايي)، گوته (شاعر آلماني)، دي.اچ لارنس (داستان نويس انگليسي)، قوام نكرومه (سياستمدار غنايي)، ملكه اليزابت اول (ملكه انگلستان)، جوزف كندي (سياستمدار آمريكايي)، ليندون جانسون (رئيس جمهور آمريكا)، ويليام هوارد تافت (رئيس جمهور آمريكا)، لئونارد برنشتاين (آهنگساز آمريكايي)، اينگريد برگمن (هنرپيشه سوئدي)، سوفيا لورن (هنرپيشه ايتاليايي)، الياكازان (كارگردان آمريكايي)، هنري فورد (مديركارخانه ماشين سازي) و پيتر سلرز (هنرپيشه انگليسي).

- افراد مشهور مهر ماه: منوچهر آتشي (شاعر ايراني) ، محمدرضا شَفيعي كَدكَني (شاعر ايراني) ، سهراب سپهري (شاعر ايراني) ، محمد رضا شجريان (خواننده ايراني) ، فرح ديبا (ملكه سابق ايران) ، محمد خاتمي (رييس جمهور پيشين ايران) ، علي پروين (بازيكن و مربي فوتبال ايراني) ، فردريش نيچه (فيلسوف و نويسنده آلماني) ، محمد ظاهرشاه (آخرين پادشاه افغانستان) ، بيل كلينتون (رييس جمهور پيشين آمريكا) ، سامويل خاچيكيان (كارگردان ايراني) ، ابراهيم گلستان (نويسنده و كارگردان ايراني) ، علي مصفا (بازيگر ايراني) ، مهتاب كرامتي (بازيگر ايراني) ، كريس ديبرگ (خواننده ايرلندي) ، پوري بنايي (بازيگر ايراني) ، الهام حميدي (بازيگر ايراني) ، جيمي كارتر (رييس جمهور پيشين آمريكا) ، باران كوثري (بازيگر ايراني) ، عادل فردوسي پور ( مجري تلويزيون ايراني) ، گلي ترقي (نويسنده ايراني) ، تامس ولف (نويسنده آمريكايي)، اسكار وايلد (نمايشنامه نويس ايرلندي)، فردريش نيچه (فيلسوف آلماني)، گراهام گرين (نويسنده انگليسي)، ويليام فاكتر (نويسنده آمريكايي)، يوجين اونيل (نمايشنامه نويس آمريكايي)، تي.سي اليوت (نويسنده انگليسي)، آيزنهاور (رئيس جمهور آمريكا)، جورج.سي اسكات (هنرپيشه آمريكايي)، بريژيت باردو (هنرپيشه آمريكايي)، سر والتر رالي (شاعر انگليسي)، جي.بي راين (روانشناس آمريكايي)، مهاتما گاندي (رهبر ملي هند)، لويي فيليپ (پادشاه فرانسه)، فرانتس ليست (آهنگساز مجار)، مارچلو ماستروياني (هنرپيشه ايتاليايي) و چارلتون هستون (هنرپيشه آمريكايي).

- افراد مشهور آبان ماه: محمد حسيني بهشتي (رياست پيشين ديوانعالي ايران) ، علامه اقبال لاهوري (انديشمند و شاعر هندي) ، نيما يوشيج (شاعر ايراني) ، علي تجويدي (موسيقيدان ايراني) ، آيدين آغداشلو (نقاش ايراني) ، بانو دلكش (خواننده ايراني) ، گلبدين حكمتيار (از جنگ سالاران افغانستان) ، فاطمه معتمد آريا (بازيگر ايراني) ، آتنه فقيه نصيري (بازيگر ايراني) ، مريم حيدر زاده (شاعر ايراني) ، ويشكا آسايش (بازيگر ايراني) ، علي كريمي (فوتباليست ايراني) ، شيلا خداداد (بازيگر ايراني) ، ستار (خواننده ايراني) ،احسان خواجه‌اميري (خواننده ايراني) ، اميد تاجيك (بزرگترن تاجر ايراني)، فرانسوا ميتران (رييس جمهور پيشين فرانسه ) ، ماري كوري (دانشمند فرانسوي) ، سالك (ميكروبيولوژيست آمريكايي)، پابلو پيكاسو (نقاش اسپانيايي)، جورج.سي اليوت (نويسنده انگليسي)، اينديرا گاندي (رهبرملي هند)، جواهر لعل نهرو (رهبرملي هند)، ماري آنتوانت (ملكه فرانسه)، مارتين لوتر (كشيش آلماني بنيانگذار مذهب پروتستان)، رابرت كندي (سناتور آمريكايي)، چيانگ كاي چك (رهبرچين)، تئودور روزولت (رئيس جمهور آمريكا)، شارل دوگل (ژنرال فرانسوي) و ريچارد برتون (هنرپيشه انگليسي).

- افراد مشهور آذر ماه: داريوش مهرجويي (كارگردان ايراني) ، علي شريعتي (انديشمند و متفكر ايراني) ، جمشيد مشايخي (بازيگر ايراني) ، مهتاب نصير پور (بازيگر ايراني) ، داريوش فرهنگ (كارگردان و بازيگر ايراني) ، محمدتقي بهار (شاعر و سياستمدار ايراني) ، جلال آل‌احمد (نويسنده ايراني) ، لاله اسكندري (بازيگر ايراني) ، بهاره رهنما (بازيگر ايراني) ، اميد زندگاني (بازيگر ايراني) ، ناصر حِجازي ( بازيكن و مربي فوتبال) ، بهاره رهنما (بازيگر ايراني) ، علي صادقي (بازيگر ايراني) ، مارك تواين (نويسنده آمريكايي)، بتهوون (آهنگساز آلماني)، جان آزبرن (نويسنده انگليسي)، وينستون چرچيل (نخست وزير انگليس)، والت ديسني (تهيه كننده فيلم هاي كارتون آمريكايي)، فرانك سيناترا (هنرپيشه آمريكايي)، پاپ ژان پل سيزدهم (رهبر كاتوليك هاي جهان) و جان ميلتون (شاعر انگليسي).

- افراد مشهور دي ماه: فردوسي (بزرگترين حماسه سرايي تاريخ) ، ارد بزرگ (انديشمند و متفكر ايراني) ، ايرج جنتي عطايي (شاعر ايراني) ، جبران خليل جبران (انديشمند و شاعر لبناني) ، فروغ فرخزاد (شاعر ايراني) ، حامد كَرزي (رييس جمهور افغانستان) ، حسين الهي قمشه‌اي (سخنور و نويسنده ايراني) ، احمد محمود (نويسنده ايراني) ، كتايون رياحي (بازيگر ايراني) ، كريستين امانپور (گزارشگر تلويزيوني در آمريكا از تبار ايراني) ، ترانه عليدوستي (بازيگر ايراني) ، فريبا كوثري (بازيگر ايراني) ، ناصر عبداللهي (خواننده ايراني) ، ماهايا پطروسيان (بازيگر ايراني) ، حديث فولادوند (بازيگر ايراني) ، افسانه بايگان (بازيگر ايراني) ، مريم زندي (عكاس ايراني) ، رامبد جوان (بازيگر ايراني) ، محمد رضا فروتن (بازيگر ايراني) ، فرهاد مهراد (خواننده ايراني) ، رضا رويگري (خواننده ايراني) ، بهرام بيضايي (كارگردان ايراني) ، رزيتا غفاري (بازيگر ايراني) ، ژاندارك (زن انقلابي فرانسوي)، روديارد كيپلينگ (نويسنده انگليسي)، لويي پاستور (شيميدان فرانسوي)، ادگار آلن پور (نويسنده آمريكايي)، كارل سند برگ (شاعر آمريكايي)، آلبرت شوايتزر (پزشك و فيلسوف فرانسوي)، يوهان كپلر (ستاره شناس آلماني)، بنجامين فرانكلين (نويسنده و سياستمدار آمريكايي)، مائوتسه تونگ (رهبر انقلابي چين)، هنري ظميلر (نويسنده آمريكايي)، ايزاك نيوتن (دانشمند انگليسي)، ريچارد نيكسون (رئيس جمهور سابق آمريكا)،مارتين لوتركينگ (رهبرسياهان آمريكا)، اواگاردنر (هنرپيشه آمريكايي) و همفري بوگارت (هنرپيشه آمريكايي).

- افراد مشهور بهمن ماه: خسرو گلسرخي ( شاعر و مبارز ايراني) ، صادق هدايت (نويسنده ايراني) ، سيروس قايقران (فوتباليست ايراني) ، محمود فرشچيان (مينياتوريست ايراني) ، علي نصيريان (بازيگر ايراني) ، عليرضا خمسه (بازيگر ايراني) ، عليرضا عصار (خواننده ايراني) ، تورج نگهبان (ترانه سراي ايراني) ، عليرضا عصار (خواننده ايراني) ، افشين قطبي (مربي فوتبال ايراني) ، احسان حدادي (پرتاب‌گر ديسك ايراني)، شهاب حسيني (بازيگر ايراني) ، سميرا مخملباف (كارگردان ايراني) ، رويا نونهالي (بازيگر ايراني) ، دميتري مندليف (شيميدان روس) ، شَهرنوش پارسي‌پور (نويسنده ايراني) ، بزرگ علوي ( نويسنده ايراني) ، اديسون (مخترع آمريكايي)، گاليله (دانشمند ايتاليايي)، حسن اعرابي (پويا)، فرانسيس بيكن (فيلسوف انگليسي)، چارلز داروين (طبيعيدان انگليسي)، لنگستن هيوز (نويسنده آمريكايي)، سامرست موآم (نويسنده انگليسي)، چارلز ديكنز (نويسنده انگليسي)، پرلمان (نويسنده آمريكايي)، پل نيومن (هنرپيشه آمريكايي)، كيم نواك (هنرپيشه آمريكايي)، كلارك گيبل (هنرپيشه آمريكايي)، جيمز دين (هنرپيشه آمريكايي)، فرانكلين روزولت (رئيس جمهور سابق آمريكا)، آبراهام لينكلن و رونالد ريگان(روساي جمهور سابق آمريكا) ، ملك عبدالله دوم (پادشاه اردن) .

- افراد مشهور اسفند ماه: رضا شاه (بنيانگذار دودمان پهلوي ايران) ، آيت‌الله محمود طالقاني (فعال سياسي ايراني) احمد خميني (فرزند رهبر پيشين ايران) ، ميخائيل گورباچف (آخرين رييس جمهور شوروي) ، پروين اعتصامي (شاعر ايراني) ، هوشنگ ابتهاج (شاعر ايراني) ، مرجانه گلچين (بازيگر ايراني) ، ليلا فروهر (خواننده ايراني) ، عمران صلاحي (نويسنده ايراني) ، ميكل آنژ (نقاش ايتاليايي)، ريمسكي كرساكف (آهنگساز روسي)، فردريك شوپن (آهنگساز فرانسوي)، اوگوست رنوار (نقاش فرانسوي)، جان اشتاين بك (نويسنده آمريكايي)، ادوارد آلبي (نمايشنامه نويس آمريكايي)، اليزابت تيلور (هنرپيشه آمريكايي)، جورج واشنگتن (رئيس جمهور سابق آمريكا) ، ويكتور هوگو (نويسنده فرانسوي) ، ايرج نوذري (بازيگر ايراني) ،آندرانيك تيموريان

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387 ساعت 12:44  توسط علی  | 


قوانینی که نیوتون از قلم انداخت!!!

قانون صف:

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

 قانون تلفن:

اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.

قانون تعمیر:

بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.

 قانون کارگاه:

اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.

 قانون معذوریت:

اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.

قانون حمام:

وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.

 قانون روبرو شدن:

احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد.

 قانون نتیجه:

وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.

قانون بیومکانیک:

نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.

 قانون تئاتر:

کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است دیرتر می‌آیند.

 قانون قهوه:

قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس‌تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 ساعت 14:21  توسط علی  | 


این روزها دیگه آدمها خیلی پست شدن ...

دیگه نمی فهمن کی به کیه ...

اون دختر به اون پسر خیانت می کنه ...

این پسر با ۱۰۰ تا دختر دوسته و به همشونم می گه دوستت دارم ... ( با عشق )

راستش رو بخواین دیگه اصلا آدم می ترسه ازدواج کنه ... چه پسر و چه دختر ... معلوم نیست کی با کیه ... هر کی واسه خودش یه جایی حال می کنه و بعد درد و غم و غصه اش رو میاره واسه کسی که دوسش داره ... آره داداش فقط درد و غم و غصه هاش رو میاره ...

این حرفا دیگه قدیمی شده ولی یکم فکر کنید ... ببینید آیا واقعا میشه با این وضع ازدواج کرد ... من یه دوست دارم ... هر چند وقت با یه دختره ... یعنی امروز با این و فردا با اون ... یه بار بهش گفتم اگه فردا زن بگیری و بعده یه مدت از زندگیتون بفهمی که دختری که باهاش ازدواج کردی مثل خودت هر روز با یکی بود خوشت می آد ؟ اون گفت برام فرقی نمی کنه و مطمئنم که حتما هم اینجوری میشه ولی من اینجوری نیستم ... اعتقاد من اینو به من می گه که باید با دختری ازدواج کنی که اصلا رابطه ای با هیچ پسری نداشته ...

نمیدونم چرا چرت و پرت گفتم ... یه نفر رو اینجوری دیدم بازم جو گیر شدم ببخشید !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387 ساعت 11:40  توسط علی  | 


کارگردان:  سیدرضا خطیبی

بازيگران: محمدرضا شریفی نیا، افسانه بایگان، فرهاد آئیش، مجید مشیری، حسین عابدینی، کیانوش گرامی، مرتضی ضرابی، سعید پیردوست، آفرین چیت ساز، کوروش ستوده

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

فیلمنامه: رضا خطیبی، هادی حسین نژاد
تهیه کننده: مصطفی شایسته (هدایت فیلم)
مدیر فیلمبرداری: بهرام بدخشانی
طراح صحنه و لباس: آیدین ظریف
طراح چهره پردازی: مهری شیرازی
صدابردار: امین میرشکاری
جلوه های ویژه: عباس شوقی

......................................................

خلاصه داستان: يك كله پز و دوستش كه راننده ي تاكسي است به شكلي ناخواسته درگير يك واقعه ي عجيب مي شوند.

......................................................

يادداشت: « در شهر خبری نیست، هست » دومین ساخته سینمایی سیدرضا خطیبی است. خطیبی پیش از این فیلم فرداهای قشنگ را در فرانسه ساخته بود.

......................................................

سال ساخت: 1385

سال اکران: 1386 - (18 مهر)

سينماهاي نمايش دهنده: قدس، جمهوری، پیروزی، ایران، حافظ، جی، کارون، عصر جدید 2، اریکه ایرانیان، پارس 1، پایتخت 2، مرکزی 2، صحرا، بهمن، فرهنگسرای نیاوران، موزه سینما

فروش: 104 ميليون تومان

محمدرضا شریفی نیا، افسانه بایگان و فرهاد آئیش - در شهر خبری نیست، هست

 

 

اگه این فیلم رو دیده باشین که من نمی گم فیلم بدی هم بود ولی واقعا اصلا یک آذری زبان رو خرد می کنن ... علت هم دارم تو چند صحنه فیلم که اون پسره که از شهرستان اومده بود و ظاهرا هم آذری بود چند جایی کلا توهین کرده بودن ...

۱- اون جایی که داشت تو زمین تنیس کار می کرد و داشت واسه نامزدش نامه می نوشت که مردم این جا خیلی آدمهای خوبی ان و یه نفر اومد یه لگد زد به پاش و گفت : پاشو کارتو بکن نشستی داری نامه می نویسی ... و اونم گفت که چشم ... یعنی اینجا منظورش این بود که این پسره ی ترک لگد رو رفتار خوب حساب می کنه در حالی که اگه موقع تظاهرات روزنامه ایران به شهرهای ما می اومدین می دیدین که یه فارس حتی جرات حرف زدن نداشت یعنی کلا اینجوریه ... تو کشوری که نصفش یه قومه باید هم قدرتمند باشه ... خب همین خام ن ه ای اهل تبریزه !!!

 

۲- یه جای فیلم که پسره داشت ساندویچ می خورد و جلوی یه رستوران نشسته بود و داشت واسه نامزدش می نوشت که غذاهای اینجا خیلی خوشمزه است و آدماش هم دوست داشتنی هستن و یه نفر اومد با لگد زد به این پسره و بعد گفت پاشو مشتری نپرون و اونم گفت : چشم !!! این یعنی اینکه ساندویچ برای یه ترک یعنی یه غذای خوب در حالی که خیلی از غذاهایی که تو کشور خورده میشه بهترین هاش رو ما ها می خوریم و همه از ما تقلید می کنن !!!

 

کلا من کاری ندارم  که فکر کنید دارم از روی عصبانیت یا ناراحتی این چیزا رو می نویسم فقط حرفم سر اینه که چرا ... آقا چرا باید حق ما  خورده بشه ... چرا باید ظلم بشه به ما ... چرا باید توهین بشه به ما ... فق یه چیز دیگه و بعد تموم می کنم بحث رو ... آقای خطیبی متاسفم برات خیلی آدم آشغالی هستی !!!

 

خب یکی از دوستان منو به یه بازی دعوت کرده بود که اگه نامرئی بودم دوست داشتم کجا ها برم ؟

من اگه نامرئی بودم فقط یه کار می کردم ... می رفتم تو دفتر کار آدمهای بزرگ و تاز مانی که تو دفترشون هستن می دیدم که تو تنهایی دارن چیکار می کنن ... واقعا این نماینده ها و وزیر ها و حتی رئیس جمهور دارن چیکار میکنن ... برای من سواله شما می دونین ؟

جوک جدید درباره فیلم یوسف پیامبر :

واحد نظرسنجي صدا و سيما:
"نظر شما راجع به پيشنهاد زليخا چيست؟"
1.زود بود
2.دير بود
3.به موقع بود
4.کاش جاي يوسف بودم!!

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387 ساعت 10:35  توسط علی  | 


تست روانشناسی جالب !!!

جواب سوال هاي زير را دريک کاغذ يادداشت کنيد

حیوانی که در زیر نوشته شده را به ترتیبی که دوست دارید انتخاب کنید و بنویسید
پلنگ - اسب - گاو - خوک - گوسفند


کلمات نوشته شده در زیر را با یک لغت توصیف کنید
سگ
گربه
موش
دريا


در مقابل هرکدام از رنگهای زیر اسم یکی از دوستانتان را که فکر میکنید شخصیتش به رنگ می خورد را بنویسید
نارنجی
قرمز
سبز
زرد
سفيد



سوال اول -حيواناتی که گفته شد هر کدام نشاندهنده يکی از مشغوليات يادارائی های شما در زندگی است واينکه کدام را بر ديگری اولويت داده ايد نشان ميدهد که شما به کداميک اهميت بيشتری می دهيد
گاو نشاندهنده ی شغل و کار
پلنگ نشاندهنده ی غرور
گوسفند نشاندهنده ی عشق و احساسات
خوک نشاندهنده ی پول
اسب نشاندهنده ی خانواده


سوال دوم - توضيحاتی که در مورد کلمات داديد در حقيقت برای افرادی که در پاييين نوشته ميباشد:
سگ = شخصيت شما
گربه = آنکه در زندگی شريک شماست
موش = دشمن
دريا = زندگيتان



سوال سوم -در زير نام هر کدام از دوستانتان را که به رنگها نسبت داده بوديد در زير بجای رنگ انتخاب شده بگذاريد وببينيد
زرد = کسی که شما هيچ وقت فراموشش نخواهيد کرد
نارنجی = کسی که شما فکر ميکنيد يک دوست واقعی هست
قرمز = کسی که شما واقعا دوستش داريد
سفيد =کسی که شما با او يک روح هستيد ولی در 2 بدن
سبز = کسی که شما در ادامه ی زندگيتان او را فراموش خواهيد کرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387 ساعت 12:0  توسط علی  | 


۷ آبان !!!

 

یکی بود یکی نبود ....

۱۸ سال پیش توی یه هوای نسبتا سرد پاییزی ...

یه پسری به دنیا اومد ...

پسری که از به دنیا اومدن خودش اصلا راضی نیست و خودش میگه که اصلا واسه این دنیا ساخته نشده بوده ....

از زندگی تو این دنیا بدش میاد ولی چاره چیه باید سوخت و ساخت ...

تو ۱۸ سال عمر این پسره یه سال رو به عنوان بهترین سال ( ۸۶) و بدترین سال (۸۷) میدونه ...

مردم این دنیا رو دوست نداره اصلا میگه اگه زورت به این آدمها نرسه حتی می تونن واسه تو تصمیم هم بگیرن ...

میگه هر سالی که از عمر آدم میگذره آدم پیر تر میشه ...

اعتقاد داره که پیر شده البته پیر جوونی !!!

بدترین تولد زندگیم مبارک !!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387 ساعت 7:19  توسط علی  | 


مردی با هشتاد و شش همسر !!!

محمد بلو ابوبکر، مرد نیجریه ای که 86 همسر دارد به مردان دیگر توصیه کرده است که عمل او را دنبال نکنند.

http://i38.tinypic.com/2qw2cno.jpg

این مرد که همه او را "با با" می نامند همراه با همسران و 176 فرزندش در ایالت "نایجر" نیجریه" زنگی می کند.

او می گوید دلیل این که از عهده این امر برآمده است، کمک خداوند به او بوده است.

http://i33.tinypic.com/j76snd.jpg

او به بی بی سی گفت "مردی که حتی 10 زن داشته باشد، متلاشی می شود" اما به گفته او "این توانایی از طرف خدا به او داده شده است (تا با 86 همسر زندگی کند)".

این مرد می گوید که شهرت او به حیث یک رهبر موجب جذب توجه همسرانش به او بوده است.

"من به دنبال آنها نمی روم، آنها به دنبال من می آیند. عقیده من اینست که خداوند از من خواسته است که اینکار را کنم و فقط با آنها عروسی کنم."

 

اما چنین ادعایی را مقامات اسلامی نیجریه انحراف آمیز خوانده و اقدام وی را بدعتی خانوادگی خوانده اند.

اکثریت دانشمندان مسلمان موافق اند که هر مرد حق داشتن چهار همسر را دارد، البته در صورتی که با همه ایشان یکسان رفتار کند.

تعداد زیادی از همسران آقای ابوبکر جوان هستند و تعداد از آنها حتی جوانتر از فرزندانش هستند.

 

'از جانب خدا'

همسران آقای ابوبکر می گویند که آنها زمانی با او آشنا شدند که برای معالجه ببیماریهای خود نزد وی رفتند.

شریفه بلو ابوبکر بیست و پنج سال داشت وقتی که با محمد بلو ابوبکر هفتاد و چهار ساله عروسی کرد.

وی می گوید: "خداوند برایم گفت تا زن او شوم. تمجید و ستایش خداوند را، که همین طور شد."

گنیات محمد بلو بیست سال است که با محمد بلو ابوبکر عروسی کرد.

او بعد از طلاق همسر اولش با آقای ابوبکر عروسی کرد. زمانیکه او دانش آموز مدسه متوسطه بود مادرش او را برای مشورت نزد آقای ابوبکر برد. وی می گوید "من گفتم با مرد مسن تر عروسی نمی کنم، اما او گفت "این یک امر مستقیم از طرف خداوند است."

'بدون کار'

آقای ابوبکر و همسرانش کار خاصی ندارند و درآمد معینی هم برای بود و باش خود و فامیلش ندارد و اینکه از کجا برای آنها غذا و لباس تهیه می کند امریست که او از گفتنش خودداری می کند.

فامیل آقای ابوبکر دوازده کیلو برنج را در یک وعده می پزند که در حدود 915 دلار (آمریکا) تمام می شود. به گفته او این همه "از طرف خداوند است."

آقای ابوبکر گاه گاهی فرزندانش را به گدایی می فرستد و او به این نظر است که اگر هر یک از آنها در حدود دو دلار به منزل بیاورند مجموع آن در حدود 150 دلار می شود.

او به داروهای طبی عقیده ندارد و می گوید مرض مالاریا وجود ندارد. او می گوید "اگر کسی مریض باشد من قادر به از بین بردن آن مرض هستم."

هفست بلو ابوبکر، یکی از همسران آقای ابوبکر می گوید که او نتوانست دو فرزندش را که بیمار بودند معالجه کند و در نتیجه آنها مردند.

 

آقای ابوبکر می گوید: "آنها مریض بودند و ما به خداوند گفتیم و خداوند گفت که زمان آنها فرا رسیده است."

هفست می افزاید، تعدادی از همسران آقای ابوبکر او را فردی دوم بعد از پیغمبر می دانند. در عین حال آقای ابوبکر ادعا می کند که "پیامبر اسلام با او شخصا صحبت می کند و از تجارب خود به او توضیح می دهد."

چنین ادعای برای مسلمانان بسیار سنگین است. استاد ابوبکر صدیقی یکی از امامان مسجد مرکزی ابوجا می گوید: " این کفر است، او مرتد است."

پی نوشت : ولی خیلی دلم سوخت به این بدبخت !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387 ساعت 10:33  توسط علی  | 


ده مرد عجیب دنیا !!!

Ngoc: three decades without sleep
 يک تايواني 64 ساله که بيش از سي سال است که نخوابيده است،اين مرد بعد از يک تب در سال 1973 ديگر نتوانسته بخوابد. ظاهرا اين بيخوابي طولاني تاثيري هم بر سلامتي اش نداشته است.او در يک مزرعه زندگي مي کند و از خوک و مرغ نگهداري مي کند و اين کار تمام وقت او را مي گيرد.


Bhagat: had his twin brother on his stomach
يک مرد هندي که برادر دوقلو اش را حامله بود. يکي از عجيب ترين موارد پزشکي که يک از دو جنين در داخل رحم ديگري مدفون شده است.او هميشه فکر مي کرد که توموري در داخل شکم خود دارد تا اينکه اين تومور زيادي بزرگ شد و پزشک ها پس از عمل اعضاي انسان را از داخل شکم او بيرون آوردند.نکته جالب اين است که وقتي يک دوقلو در بدن ديگري اسير مي شود مي تواند به زندگي خود مثل يک انگل ادامه دهد تا زماني که شروع به صدمه زدن به ميزبان خود مي کند.


Yokoi: spent 28 years hidden after WWII
يک سرباز ژاپني که حتي پس از پايان جنگ جهاني دوم از ترس آمريکايي ها ۲۸ سال در خفا زندگي مي کرد.او از سال 1944 تا 1972 در يک غار جنگلي زير زميني با دو نفر از ساکنان آنجا زندگي مي کرد ، حتي پس از آنکه اعلاميه هاي پايان جنگ را ديده بود.

 
Mehran: lives at the Airport since 1988
مهران کريمي ناصري (يک پناه جوي ايراني) که از سال ۱۹۸۸ در فردوگاه دو گل پاريس زندگي مي‌کند و از آن بيرون نيامده است.او به کشورهاي مختلفي تقاضاي پناهندگي داد که ناموفق بود. ظاهرا فيلم ترمينال که در سال ۲۰۰۴ ساخته شده بود و تام هنکس در آن بازي مي کرد با الهام از مهران کريمي ناصري بوده است. با وسيله ها و کيف ها او هميشه شبيه يک مسافر است و کسي به او توجه نمي کند.


Mitsuo: a japanese Jesus Christ
يک سياستمدار ژاپني که فکر مي‌کند خدا و مسيح است و تصميم دارد دنيا را با رسيدن به مدارج سياسي تغيير دهد. او قايل به يکي بودن دين و سياست است و مي‌خواهد قوانين سازمان ملل را تغيير بدهد و … او در انتخابات زيادي شرکت کرده ولي موفق نشده است.

Bihari: most officially dead person
بيهاري هندي که يک کشاورز است در سال ۱۹۷۶ تا 1994 رسما مرده اعلام شده بود و او ۱۸ سال با دولت و بوروکراسي هند جنگيد تا ثابت کند که زنده است. ظاهرا عمويش با رشوه او را رسما و دولتي کشتانده بوده است تا زمينش را تصاحب کند.او زماني متوجه شد که مي خواست از بانک وام بگيرد. بعدا معلوم شد که حداقل صد نفر ديگر هم سرنوشت او را دارند اين انجمن الان 20،000 عضو دارد که تا سال 2004 آنها موفق شدند که 4 نفر از اعضا را زنده اعلام کنند.


Icke: our salvation from Reptilian Humanoids
ديويد ايکه که يک بازيکن حرفه اي سابق فوتبال بريتانيايي است، معتقد است جهان را کساني اداره مي‌‌کنند که از نسل خزندگانند. به نظر او اين افراد تمايلات کودک آزاري و شيطانگرايانه دارند. او اليزابت دوم و جرج بوش را از نسل خزندگان قديم مي‌داند و در کتاب‌هايش (۱۵ کتاب) سعي مي‌کند اين افراد را معرفي و جهان را از دست آنها نجات دهد.او پس از يک سخنراني 5 ساعته براي دانش آموزان مورد تشويق دانشگاه تورنتو در سال 1999 قرار گرفت.


Bawden: the self-elected Pope Michael I, from Kansasالن بادن آمريکايي که از سال ۱۹۹۰ خود را به به پاپي انتخاب کرده است. او و طرفدارنش انتخابات واتيکان را به رسميت نمي شناسند. الن را ۶ نفر از جمله والدينش با پاپي برگزيدند. او همچنان به کارش ادامه مي‌دهد.


Nakamatsu: photographed and analyzed every meal for 34 years
ناکاماتسو مخترع ژاپني که بيش از ۳۰۰۰ اختراع داشته (از جمله فلاپي ديسک) و رکورد جهاني را براي تعداد اختراعاتش دارد. او در ۳۴ سال گذشته از تمام غذاهايي که خورده عکس گرفته و آن را تجزيه تحليل کرده. هدفش اين است که ۱۴۰ سال زندگي کند.


Lotito: mister eat-it-all
ميشل لوتيتوي فرانسوي همه چيز مي خورد از تلويزيون گرفته تا دوچرخه از آهن گرفته تا شيشه و پلاستيک و … البته اگر آن شي کمي برزگ باشد خوردنش نيز طول مي کشد. مثلا دو سال طول کشيد از1978 تا 1980 که او توانست يک هواپيما را بخورد. ظاهرا او يک معده و روده اي با دو برابر ضخامت قابل انتظار دارد و اسيد گوارشي او داراي قدرت غير معمولي است که به او امکان خوردن فلزات را مي دهد .

+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387 ساعت 14:18  توسط علی  | 


داستاني  کوتاه و آموزنده!!!

در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به يک اندازه دوست دارد و فرقى بين آنها قائل نيست. البته او دروغ مي گفت و چنين چيزى امکان نداشت. مخصوصاً اين که پسر کوچکى در رديف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نيز دانش آموز همين کلاس بود. هميشه لباس هاى کثيف به تن داشت، با بچه هاى ديگر نمي جوشيد و به درسش هم نمي رسيد. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسيار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.
امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور مي يافت، خانم تامپسون تصميم گرفت به پرونده تحصيلى سال هاى قبل او نگاهى بياندازد تا شايد به علّت درس نخواندن او پي ببرد و بتواند کمکش کند.

معلّم کلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکاليفش را خيلى خوب انجام مي دهد و رفتار خوبى دارد. "رضايت کامل".

معلّم کلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همکلاسيهايش دوستش دارند ولى او به خاطر بيمارى درمان ناپذير مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است.

معلّم کلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسيار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن مي کند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرايط محيطى او در خانه تغيير نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد.

معلّم کلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمي دهد. دوستان زيادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش مي برد.

خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشکل او پى برد و از اين که دير به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدايايى براى او آوردند. هداياى بچه ها همه در کاغذ کادوهاى زيبا و نوارهاى رنگارنگ پيچيده شده بود، بجز هديه تدى که داخل يک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هديه ها را سرکلاس باز کرد. وقتى بسته تدى را باز کرد يک دستبند کهنه که چند نگينش افتاده بود و يک شيشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. اين امر باعث خنده بچه هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع کرد و شروع به تعريف از زيبايى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نيز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بيرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را مي داديد.

خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشينش رفت و براى دقايقى طولانى گريه کرد. از آن روز به بعد، او آدم ديگرى شد و در کنار تدريس خواندن، نوشتن، رياضيات و علوم، به آموزش "زندگي" و "عشق به همنوع" به بچه ها پرداخت و البته توجه ويژه اى نيز به تدى مي کرد.

پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بيشتر تشويق مي کرد او هم سريعتر پاسخ مي داد. به سرعت او يکى از با هوش ترين بچه هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به يک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى محبوبترين دانش آموزش شده بود.

يکسال بعد، خانم تامپسون يادداشتى از تدى دريافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترين معلّمى هستيد که من در عمرم داشته ام.

شش سال بعد، يادداشت ديگرى از تدى به خانم تامپسون رسيد. او نوشته بود که دبيرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترين معلمى هستيد که در تمام عمرم داشته ام.

چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه ديگرى دريافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصيل مي شود. باز هم تأکيد کرده بود که خانم تامپسون بهترين معلم دوران زندگيش بوده است.

چهار سال ديگر هم گذشت و باز نامه اى ديگر رسيد. اين بار تدى توضيح داده بود که پس از دريافت ليسانس تصميم گرفته به تحصيل ادامه دهد و اين کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترين و بهترين معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا اين بار، نام تدى در پايان نامه کمى طولاني تر شده بود: دکتر تئودور استودارد.

ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه ديگرى رسيد. تدى در اين نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و مي خواهند با هم ازدواج کنند. او توضيح داده بود که پدرش چند سال پيش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کليسا، در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته مي شود بنشيند. خانم تامپسون بدون معطلى پذيرفت و حدس بزنيد چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگين ها به دست کرد و علاوه بر آن، يک شيشه از همان عطرى که تدى برايش آورده بود خريد و روز عروسى به خودش زد.

تدى وقتى در کليسا خانم تامپسون را ديد او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از اين که به من اعتماد کرديد از شما متشکرم. به خاطر اين که باعث شديد من احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر اين که به من نشان داديد که مي توانم تغيير کنم از شما متشکرم.

خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، تو اشتباه مي کنى. اين تو بودى که به من آموختى که مي توانم تغيير کنم. من قبل از آن روزى که تو بيرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدريس کنم.

بد نيست بدانيد که تدى استودارد هم اکنون در دانشگاه آيوا يك استاد برجسته پزشکى است و بخش سرطان دانشکده پزشکى اين دانشگاه نيز به نام او نامگذارى شده است !

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387 ساعت 12:0  توسط علی  |