تبليغاتX
این وبلاگ عنوان ندارد !!!
شبی مجنون به لیلی گفت کای محبوب بی همتا ... تو را عاشق شود پیدا ... ولی مجنون نخواهد شد !


این وبلاگ عنوان ندارد !!!









شنا شناسی !!!

یک ناخدای تحصیلکرده و یک خدمه پیر بیسواد در یک کشتی با هم کار می­کردند. پیرمرد هر شب به کابین ناخدا می­رفت و به حرفهای او گوش می­داد. یک روز ناخدا از پیرمرد پرسید: آیا درس زمین شناسی خوانده است؟ پیرمرد پاسخ داد: نه. ناخدا گفت: پس تو یک چهارم عمر خود را از دست داده­ای. پیرمرد خداحافظی کرد و در حالی که به اتاق خود می­رفت با خودش به این فکر می­کرد که ناخدا فرد تحصیلکرده­ایست و حتماً چیزی که در مورد آن صحبت می­کند واقعیست. پس من یک چهارم عمرم را از دست داده­ام.
شب بعد ناخدا از او پرسید: در مورد علم هواشناسی چیزی می­دانی؟
پیرمرد: نه
ناخدا: پس تو نیمی از عمر خود را از دست داده­ای.
پیرمرد ناراحت شد و دوباره با همان افکار به اتاق برای خواب رفت.
شب بعد باز ناخدا پرسید: آیا در مورد علم دریا شناسی چیزی می­دانی؟
پیرمرد: نه
ناخدا: پس تو سه چهارم عمر خود را از دست داده­ای.
پیرمرد آن شب را نیز ناراحت به اتاق خود برگشت. ولی صبح زود به سراغ کابین ناخدا رفت و از او پرسید: در مورد علم شناشناسی چیزی می­دانی؟
ناخدا: نه! شناشناسی؟
پیرمرد: بله. پس تو تمام عمر خود را از دست داده­ای، چون کشتی به یک صخره برخورد کرده و در حال غرق شدن است. خداحافظ.
اکثر اوقات ما انسانها همانند ناخدا هستیم و مردم اطرافمان را آن پیرمرد می­پنداریم. به تحصیلات، شغل، مقام، دانسته­ها و تجربیات خود می­بالیم و فکر می­کنیم دیگر به مشکلی بر نخواهیم خورد. در حالی که روزی ممکن است قایق ما هم به صخره برخورد کند و فقط علم شناشناسی به دادمان برسد.
دیگران را کوچک نشماریم

پی نوشت : ماه رمضانه یه وقت جایی نری که پیدات نکنم . آخه دارم دنباله ۶۰ تا گدا میگردم !!!روتو حساب کردم!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 14:54  توسط علی  | 


چگونه یک ازدواج دانشجویی موفق بکنیم !!!

 

همان‌طور که می‌دانید ازدواج بر سه قسم است: ازدواج موقت، ازدواج دائم و ازدواج دانشجویی!!

در این نوشتار می‌خواهیم  راه‌های یک ازدواج موفق دانشجویی را مورد بررسی قرار دهیم. 


 ازدواج دانشجویی از سه کلمه‌ی ازدواج + دانشجو + یی تشکیل شده است!!
 

در لغت‌نامه این کلمات این گونه تفسیر شده است:
 ازدواج= 2 تا شدن، قاطی مرغ‌ها رفتن، از دست رفتن! از پا افتادن! کاری است خوب که من آن را خیلی دوست می‌دارم!

 
دانشجو= نام چیزی است که این روز ها همه هستند! ، بلاتشبیه به تلفن همراه که همه دارند. انسان علاف از نوع با کلاسش  را گویند!!


 یی= چنین کلمه ای هنوز کشف نشده است !  


اولین و آسان‌ترین راه برای ازدواج دانشجویی مایه‌دار بودن است. اگر خودتان مایه‌دار نیستید لااقل سعی کنید پدرتان مایه‌دار باشد . اصولا اگر مایه دارید دیگر لازم نیست ادامه این مطلب را بخوانید . پاشید برید ازدواج دانشجووییتوونو بکنید! در این موارد بهتر است اول مزدوج شده و سپس دانشجوو شوید تا مدرکی که می خواهید بگیرید (بخرید!) مطابق میل دوشیزه عروس خانم باشد !!
 

اگر هم مایه دار نیستید خب چه کارتون کنم بشینید صبح تا شب درس بخونید تا کنکور قبول شده و نمونه  یک انسان موفق شوید تا به شما هم  بگویند چه پیامی برای هم سن و سال های خودت  داری!!؟ 

 

برای توفیق در امر ازدواج دانشجویی بهتر است سعی کنید در دانشگاه آزاد قبول شوید  تا وقت بیشتری برای انجام این کار های فوق برنامه !! و غیر درسی داشته باشید !!


قبولی در دانشگاه شریف  به هیچ عنوان توصیه نمی شود !قبولی در این دانشگاه به هر انگیزه ای غیر از درس شما را به یک جوان ناکام تبدیل خواهد نمود!


بله همکارانم به من اشاره می کنند لحظاتی قبل  کلنگ احداث شش تا دانشگاه آزاد دیگر به زمین زده شد تا شما جوانان عزیز راحت تر ازدواج دانشجویی نموده و مدارج علمی را ترقی نمایید!! (تو همین فاصله شد دوازده تا !!)  


سعی کنید در انتخاب رشته به رشته هایی علاقمند باشید که بیشتر ظرفیت آن را جنس مخالفتان تشکیل می دهند!(مثلا" نسبت 59 به یک از ضریب اطمینان بالایی برخوردار است!!) در غیر این صورت نگران نباشید  انواع و اقسام انجمن ها ی علمی و کانون هاو تشکل هاو هلال احمر و گروه سرود ! و ... شما را به سر منزل مقصودتان می رساند!

 


اگر دخترید سعی کنید جزوه های درسی تان را خوش خط و خوانا بنویسید ! ا
گر هم پسرید که اصلا" لازم نیست جزوه بنویسید ! چون همان طور که می دانید خوبیت ندارد یک دختر از یک پسر جزوه بگیرد !! مردم چی می گن؟ مثل خواستگاری دختر از پسر که عرف نیست !!

 

 نکته مهم : خدا پدر و مادر گوتنبرگ را قرین رحمت نماید!!  


 اصلا"از ایجاد آشنایی نترسید و  همیشه سعی کنید برای شروع  آشنایی دنبال یک بهانه خوب باشید. خجالت نکشید ، برید جلو و با شهامت حرفتون رو بزنید.


 پسر:سلام خانم ! ببخشید می شه با من از دواج کنید!
بووووووووووووووومب!!

 


 کات آقا ! کات ! پسره ی اوشکول من گفتم ایجاد آشنایی! نگفتم زرت بری بگی ازدواج که!! 

خب می گفتیم... 

بلوتوث خود را همیشه در محیط کلاس روشن بگذارید!


سر جلسه امتحان از هرگونه کمک  فکری به غیر هم جنسان خود دریغ نکنید ! البته به شرطی که نیتتان خیر باشد در غیر این صورت بنده هیچ مسئولیتی را به عهده نمی گیرم.  

فراموش نکنید نشستن در راهرو های دانشگاه  آن هم به سبک سنتی ، به شما انگیزه های زیادی برای ازدواج های!! دانشجویی خواهد داد !  


به هر حال  اگر از آن دسته از دانشجو هایی هستید که ازدواج دانشجویی کرده اید ، بهتون تسلیت می گم !  اگر هم هنووز مجردید برید ازدواج دانشجویی کنید دیر می شه ها !!

 

پی نوشت : به یکی مي گن نظر شما راجع به ماه رمضان چيه ؟ مي گه والا خيلي خوبه فقط يه ذره زولبيا باميه اش رو زياد کنن بهتر مي شه !!!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 ساعت 15:0  توسط علی  | 


تبلیغات جالب مصری ها برای حجاب !!!

نمی توانی جلوی پریدن آنها را بگیری، اما می توانی خودت را از گزند حفظ کنی!!!

یا چتر حجاب را برسر بکش، یا به تو هجوم خواهند آورد!!!

پی نوشت : زوج جوانی کنار ساحل نشسته بودند. آقاهه می پرسه: عزیزم من اولین عشق تو هستم؟ خانمه می گه: بله، البته که هستی... من نمی دونم چرا شما مردا همه تون همین سوال تکراری رو می پرسید!!!

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387 ساعت 12:54  توسط علی  | 


ماجرای یک خانم و قورباغه آرزوها !!!

خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.
قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.
خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!
خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد.
آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.
قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی.
خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.
بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.
خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند دشد.
آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.
خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!
نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین.
قابل توجه خواننده های مونث؛ اینجا پایان این داستان بود. لطفاً صفحه را ببندید و برید حالشو ببرید.



.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مرد دچار حمله قلبی ۱۰ برابر خفیف تر از همسرش شد.

 

پی نوشت : تو ایران خطی خرابتر از ایرانسل نیست... ایرانسلتیم !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387 ساعت 10:23  توسط علی  | 


کلاس آموزشی برای آقایان !!!

اهداف تربیتی: جهت تقویت آن بخش از مغز ، که از وجودش بی خبرند !!!

واحد اول: دروس پایه ای
چطور بدون مادرمان زندگی کنیم ! (۲۰۰ ساعت)

همسرم مادرم نیست! (۳۵ ساعت)
درک این که فوتبال چیزی جز ورزش نیست و حذف شدن از جام جهانی فاجعه نیست !!! (۵۰۰ ساعت)
واحد دوم : زندگی زناشویی
بچه دار شدن بدون حسودی به نوزاد! (۵۰ ساعت)
غلبه بر سندروم "کنترل تلویزیون همیشه باید دست من باشه" !!! (۵۵ ساعت)
درک این مساله ساده که کفش ها خودشان توی جا کفشی نمی روند(۸۰ ساعت)
چطور بدون گم شدن، لباس های کثیفمان را تا سبد رخت چرک ببریم! (۵۰ ساعت)
چطور بدون اینکه ناله کنیم از مرض مهلک سرما خوردگی جان سالم به در ببریم !!! (۵۰ ساعت)

واحد سوم : اوقات فراغت
چطور در آشپزی کمک کنیم بدون اینکه آشپزخانه را به گند بکشیم !
چطور نوشیدنی سرو کنیم بدون اینکه سینی را تبدیل به استخر کنیم !
چطور یک بلوز را در کم تر از ۲ ساعت اتو کنیم و در عین حال از سوختنش جلوگیری کنیم !

واحد چهارم : آشپزخانه
مرحله اول مقدماتی
off = خاموش !!!
on = روشن !!!


مرحله دوم پيشرفته
اولین نیمروی زندگیم بدون سوزاندن ماهیتابه !!!
کلاس عملی : عملیات جوشاندن آب قبل از اضافه کردن ماکارونی !!!


بعد از قبولی در مرحله اول ، مرحله فشرده با عناوین زیر آغاز میشود :
توضیح : نظر به اینکه مباحث واقعا پیچیده اند در هر کلاس حداکثر ۸ شاگرد پذیرفته می شوند !!!
اولین مبحث: البسه؛ از لباسشویی تا کمد (یک مرحله مرموز)!
دومین مبحث: ریسک های پر کردن ظرف آب بعد از آب خوردن و بردن آن تا یخچال !
سومین مبحث: آشپزی و بیرون بردن زباله ها شما را ناقص نمی کند !!!
چهارمین مبحث: کاغذ توالت خود به خود کنار توالت ظاهر نمیشود !!!
پنجمین مبحث : وقتی مردی رانندگی می کند، می تواند آدرس بپرسد بدون اینکه
بی عرضه به نظر برسد!
ششمین مبحث: تفاوت های اساسی زمین با سبد رخت چرک!!
هفتمین مبحث (مردی در صندلی کنار راننده): آیا واقعا ممکن است وقتی خانم رانندگی
می کند یا مشغول پارک کردن است ؛ دائما دستور العمل صادر نکنیم و غر نزنیم ؟!!
 

پی نوشت : امیدوارم تو خونه پماد سوختگی داشته باشی چون برات یه بوس داغ فرستادم

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ساعت 11:50  توسط علی  | 


بیایید با فارسی آشتی کنیم!!!

به جای «اولاد» بگویید:تسلی دل و آزار جان

به جای «پراید»بگویید :ژیان تحت ویندوز

به جای«توالت» بگویید:زور خانه انفرادی

به جای«خواب» بگویید:عیش بی نوایان

به جای «دکمه» بگویید:بستنی

به جای«دماغ» بگویید:نفس کش

به جای«دیسکت» بگویید:عشق تو جیبی

به جای«سزارین» بگویید:فنی زاده

به جای«سیم خاردار» بگویید:دیوار تابستانی

پی نوشت : اون چيه كه از گل بهتره؟ از حوري قشنگ تره؟ از دنيا با ارزش تره؟ از فرشته پاك تره؟ . . . واقعا كه!!! تو هنوز منو نشناختي؟؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387 ساعت 12:16  توسط علی  | 


پیام تبریک شخصیت های مختلف به مناسبت پیروزی

هادی ساعی!!!

 

علی آبادی: بنده پیروزی جناب اقای مهدی ساعی این کشتی گیر ارزشی کشورمان را به ملت قهرمان پرور ایران تبریک می گویم. بی شک رشادتهای ایشان یادآور خاطره جهان پهلوان تختی در رشته وزنه برداری است.

احمدی نژاد: بنده هم به عنوان نوکر ملت این پیروزی را تبریک می گویم. با این پیروزی اولا دولت مهرورز برای اولین بار در تاریخ المپیک موفق شد برای ایران مدال کسب کند. دوما تعداد مدالهای کسب شده ما چند برابر دو دولت قبلی شد و بنده همین جا اعلام می کنم آمادگی داریم مشکلات ورزش جهان را حل کنیم. البته حق تقدم با کشورهای اسلامی است.

رفسنجانی: از اینکه کارهای زیر بنایی دولت سازندگی در عرصه ورزش به ثمر رسید خوشحالیم و خوب است مردم هم خوشحال باشند.

خاتمی: بنده به عنوان یک قطره کوچک از دریای ملت ایران این پیروزی را تبریک و تهنیت عرض می کنم و به یاد داشته باشیم که کسب مدال در رقابتهای ورزشی حق هر انسانی است.

کروبی: من خواب موندم کی مدال برده؟ بگید من هم تبریک بگم.

لاریجانی: در این موقف بنده اعلام می کنم که ورزشکاران کشورهای دیگر در برابر ما جوجه ورزشی هستند و کوبیدن به دهان آنها کاری ندارد. اگر تکواندوکاران ما هم نمی زدند خودمان در مجلس این کار را می کردیم.

قرائتی: آقا جو ای کارا یعنی چی چی؟ رفتی دو تا لغط زدی یه مدال انداختن گردنت حالا میگوی تبریک بگیم؟ پیامبر وقتی کسی تو مسابقه می برد بهش شتر می داد به تو که شتر هم ندادن این تبریک داره؟

شریعتمداری: با خبر شدیم متاسفانه اسراییل در وزن هادی ساعی ورزشکاری نداشت و ایشان ناچار شد مدال بگیرد. این حادثه را به مردم قهرمان پرور تبریک و تسلیت عرض می کنیم.

پی نوشت :

مي خواهم مطلبي رو درباره سهام عدالت عرض كنم
گفته اند كه هر سهم درسال 40هزارتومان مي باشد
اگرشما اين 40هزارتومان رو تقسيم بر12يعني (12ماه) كنيد
عددي معدل 3هزاروخرده اي بدست مي آيديعني ماهي (3هزاروخرده اي)سهم هرفرد مي باشد
كه پول يك كيلو گوشت هم نمي شود
حالاشما خودتان قضاوت كنيد آيا اين دولت دولت عدالت خواه است ؟
آيا سهم هرفرد از فروش پول نفت گاز برق
ومعادن مس طلا فولاد زغال سنك وغيره...ماهي 3هزاروخورده اي است؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 ساعت 13:52  توسط علی  | 


ایمیلی که جان کودک را نجات داد !!!

برای «مادلین راب»، اصلا آسان نبود که ایمیلی به یک مادر دیگر بفرستد و در آن بنویسد که ممکن است کودک شیرخوار او مبتلا به یک سرطان کشنده باشد. ولی هم خانم راب و هم مادر کودکی که ایمیل را دریافت کرد، از فرستاده شدن چنین ایمیلی بسیار خشنود شدند.
تنها ساعتی بعد از آنکه مادر این کودک یک ساله -مگان سانتوس- اهل «ریورویو»ی فلوریدا، ایمیل را دریافت کرد، با مراجعه به یک پزشک متوجه شد که کودکش واقعا به یک سرطان کشنده به نام رتینوبلاستوما مبتلا است.
گرچه پزشکان مجبور شدند برای درمان این کودک، یکی از چشمان او را تخیله کنند، اما مادر او خانم راب را که اهل انگلیس است، قهرمانی می‌داند که با تشخیص آنلاینش باعث نجات جان فرزندش شده است.
اما این دو مادر آمریکایی و انگلیسی چگونه با هم آشنا شدند و چگونه یکی از آنها متوجه شد که فرزند دیگری ممکن است، مبتلا به سرطان شده باشد؟!
سانتوس و راب که هر دو دوران حاملگی را طی می‌کردند از طریق سایتی به نام BabyFit.com با هم آشنا شدند، هر دوی آنها جنین دختری در شکم داشتند و روز زایمان آنها هم تصادفا، یک روز بود. به تدریج آشنایی آنها با هم بیشتر شد، طوری که مدام با هم ایمیل و عکس رد و بدل می‌کردند.
اما وقتی که خانم راب، یکی از عکس‌های ایمیل‌شده فرزند خانم سانتوس را دید، متوجه سایه سفیدی در چشم کودک شد. خانم راب، البته هیچ تحصیلات پزشکی نداشت و یک تحلیل‌گر امور مالی بود، اما عکس غیرطبیعی این کودک او را کنجکاو کرد، طوری که کمی در اینترنت جستجو کرد و متوجه شد که این سایه سفید در چشم ممکن است نشاندهنده یک تومور چشمی مهلک به نام رتینوبلاستوما باشد.
به زودی مشخص شد که این کودک واقعا رتینوبلاستوما دارد، چشم مبتلا تخلیه شد و کودک چند دوره شیمی‌درمانی را طی کرد تا از مرگ حتمی نجات پیدا کند.
در واقع هم سانتوس و هم شوهرش، متوجه تغییرات خفیفی در رنگ چشم کودکشان شده بودند ولی نور فلش دوربین عکاسی، باعث شد، این تغییر رنگ نمایان‌تر شود و از قضای روزگار یک مادر دیگر، همین عکس را دید و متوجه بیماری‌ای شد که پزشکان در معاینه دوره‌ای این شیرخوار در ۹ ماهگی متوجه آن نشده بودند.
رتینوبلاستوما، تومور شبکیه چشم است و می‌تواند یک هر دو چشم را درگیر کند، این تومور می‌تواند از دوره جنینی شروع شود، ولی تا ۵ سالگی هم احتمال بروز آن وجود دارد.

 

پی نوشت : اگه خسته اي: به من تكيه كن اگه تنهايي: بيا پيشم اگه بي پناهي: پناهتم اگه پول مي خواي : مشترك مورد نظر در دسترس نمي باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387 ساعت 11:34  توسط علی  | 


سیر تاریخی مهریه!!!

عصر شكار: 20 كيلو گوشت دايناسور، 40 كيلو گوشت اژدها.
نتيجه: دايناسورها منقرض شدند

عصر كشاورزي: 24 دست تبر سنگي، 24 دست تيغه و داس جنگي.
نتيجه: افزايش قتل به دليل دم دست بودن داس برای خانوم ها

عصر فلز: 70 ورقه مسي، 50 تا خنجر مفرغي و سرگرز آهني.
نتيجه: افزايش شکستگی سر مردان به دليل تماس با گرز آهنی

عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم
نتيجه: کمبود آب و جيره بندی شدن آب

عصر صنعت: 1 ميليون پول، 14 سكه طلا، يك اتومبيل و هرچی که با ص شروع ميشد
نتيجه: بنا به درخواست آقايان توليد ژيان آغاز شد

عصر كامپيوتر: هم وزن عروس خانم سكه طلا!!!
نتيجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است

نتيجه گيری کلی: بابا بگو نميخوايم زن بهت بديم ديگه... اين کارها يعنی چی؟؟
عامل اصلی انقراض دايناسور ها==> عروس ها
عامل اصلی کشته شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلی ناقص شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلی کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها
عامل اصلی افزايش ماشين های فرسوده در سطح شهر==> عروس ها
عامل اصلی افزايش چاقی و افزايش بيماری ها==> عروس ها

 پی نوشت : همين الان از آسمون زنگ زدن گفتن قشنگ ترين فرشته شون گم شده... ... يه وقت منو لو ندي

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387 ساعت 11:7  توسط علی  | 


تیترهای روزنامه های ایران پس از پایان المپیک!!!

* مجلس تمامی ورزشکاران ایرانی را برای ادای پاره ای توضیحات به صحن علنی مجلس فراخواند!

* مانتوی رنگی هما حسینی پرچمدار تیم ورزشی ایران در مراسم افتتاحیه از مصادیق تبرج شناخته شد!

* احمدی نژاد: با اجرایی شدن طرح تحول اقتصادی، در المپیک لندن مدال ها را درو خواهیم کرد!

* علی آبادی: حیف که دیکس! کمرم درد می کرد وگرنه خودم به جای احسان حدادی دیکس! را پرتاب می کردم!

* پالیزدار: همه چیز را افشا می کنم!

* کردان: افراد تحصیل کرده باید وارد شوند!

* سایت الف: مدارک داوران مسابقات ورزشکاران ایرانی باید بررسی شود!

* فاطمه رجبی: به خاطر این نتایج ضعیف، رفسنجانی و قالیباف باید رسماً از مردم عذرخواهی کنند!

* لاریجانی: سیاست استراتژیک ما در قِبَل ملل دُوَل متحدالممالک شرکت کننده در المپیک ، باید بصورت پارادایم دیالکتیک نامتجانس باشد!

* الهام: بیخود به من نگاه نکنید! من بی تقصیرم! استعفا هم نمی دهم!

* شریعتمداری: بحرین هم در المپیک مدال گرفت ولی ما نگرفتیم!

* کروبی: خوابم یا بیدار؟! این چه نتایجیه!

* کفاشیان: فوتبال ما حضوری امیدوارکننده در المپیک پکن داشت!

* قراخانلو: توقع مدال گرفتن در المپیک لندن از ما نداشته باشید!

* علی آبادی: همین که ورزشکاران ایرانی غیرت خودشان را نشان دادند برای ما کافی است! و این حاصل زحمات سازمان بوده است!

* صفایی فراهانی: با نتایج بدست آمده ممکن است کلا به حالت تعلیق در بیاییم!

* مایلی کهن: دایی باعث باخت سوریان شد!

* قلعه نوعی: وقتی کاظمی و طالب لو رو از ما گرفتند طبیعی هم بود این نتایج را در المپیک بگیریم!

* جعفر پناهی فیلم «ایران، افتضاح در المپیک» را به زودی کلید می زند!

 پی نوشت : ميدوني فرق تو با فندق چيه؟ فندق يه مغز كوچولو داره ولي تو اونم نداري!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387 ساعت 10:54  توسط علی  | 


8 دليل ناكامي ايران در المپيك پكن اعلام شد!!!

در پي كسب نتايج ضعيف كاروان ورزشي ايران در المپيك 2008 پكن، كميته محرمانه اي، طي نشستي با حضور مسوولان ارشد ورزش كشور، به بررسي علل اين مساله پرداخته و گزارش نهايي خود را تنظيم كرده است.

اين گزارش، هنوز منتشر نشده ولي خبرنگار عصرايران، نسخه اي از آن را به دست آورده است كه حاوي واقعيت هاي شگفت انگيزي است.
متن كامل اين گزارش به شرح زير است:

البته واضح و مبرهن است كه در المپيك چين، همان طور كه رياست محترم سازمان تربيت بدني هم گفته اند، شاهد ناكامي نبوده ايم و اتفاقا اعضاي كميته ملي المپيك كه در هفته هاي اخير در پكن بوده اند، به صراحت گفته اند كه آنجا خيلي بهشان خوش گذشته است. با اين حال از آنجا كه پاسخگويي بخشي جدايي ناپذير از مديريت ماست، علل مدال نياوري فقط 53 نفر از اعضاي كاروان المپيك ايران به شرح زير اعلام مي شود، جهت ثبت در تاريخ:

1- بررسي هاي ما يك واقعيت تكان دهنده را نشان داد و آن هم جابجايي المپيك 2004 و 2008 با يكديگر بوده است. انصافا اگر المپيك 2004 امسال برگزار مي شد، ما هم مي توانستيم همان 6 مدالي كه بچه ها در آتن 2004 گرفتند را بگيريم ولي دست هايي در كار بود كه اين دو با يكديگر جابجا شوند تا فقط يك سوم مدال هاي قبلي را بگيريم.

نكته امنيتي: روابط مشكوك اصلاح طلب نماهاي معلوم الحال با كميته بين المللي المپيك به طور جدي بررسي شود.

2- طرف هاي مقابل ما، با آدم هاي قوي تري آمده بودند و اين اصلا جوانمردانه نبود، آن هم در المپيكي كه بايد مظهر برابري و دوستي و صلح باشد.

3- آرم المپيك خيلي پيچ در پيچ است و حواس بچه ها را بدجوري پرت مي كرده. اگر به جاي آن پنج حلقه مزخرف، چهار تا خط صاف مي كشيدند، آن وقت مي ديديد بچه هاي ما چه غوغايي به راه مي انداختند.

4- همه كساني كه ما را بردند، از دم دوپينگ كرده بودند نامردا! فقط حريفان مراد محمدي و هادي ساعي دوپينگ نكرده بودند كه ديديد چه به روزشان آورديم.

5- راستش را بخواهيد در خيلي رشته ها مي توانستيم برنده شويم و مدال بگيريم اما عمداً دستمان را رو نكرديم تا در المپيك 2012 لندن همه را غافلگير كنيم و الا اگر مي خواستيم مي توانستيم همه مدال ها را درو كنيم. اين يك تاكتيك بود!

6- استكبار جهاني همچنان مانع از برگزاري مسابقات برخي رشته هاي مهم در المپيك است زيرا مي داند كه اگر اين رشته ها راه بيفتد بايد خودش برود بوق بزند. اگر رشته هاي زوو، يه قل دوقل، قايم باشك، عمو زنجيرباف! بله؟، گل كوچيك توي كوچه بن بست و ... المپيكي شوند، مقام اول المپيك روي شاخمان است.

7- دست برخي جريانات سياسي در كار بود كه نگذارند ما آنطور كه بايد و شايد مدال بياوريم. از جمله همانهايي كه پارسال زمستان به تركمنستان گفتند گاز رو قطع كنيد، اين بار هم به چيني ها گفتند مدال ندهيد. واقعا نمي دانيم اين هاشمي رفسنجاني از جان ما چه مي خواهد؟ خاتمي هم با آن بنياد بارانش خيلي مقصر است كه ما نمي خواهيم زياد وارد جزييات شويم. قاليباف هم كه ديگر شورش را درآورده و اصلا يكي از عوامل اصلي شكست هاي ما در پكن همين آدم است. علي لاريجاني هم كه فقط بگذاريد حرف هاي قلنبه سلنبه بزند. اين محمد البرادعي هم كه با آن گزارش هاي دوپهلويش اعصاب همه را خرد كرده است. خاوير سولانا هم كه معلوم نيست كدوم وريه؟ آخه برادر من اگر آدم بدي هستي چرا ريش مي گذاري، اگر هم آدم خوبي هستي چرا اين همه عليه ما پرت و پلا مي گي؟ راستي داشت رحيم مشايي از قلم مي افتاد كه با حرف هاي جنجالي اش، درست در زماني كه بچه ها داشتند به ميدان مي رفتند، روحيه شان را تضعيف كرد والا ما كه 20-10 تا مدال رو همان روز اولي مي توانستيم بگيريم.

8- علل ديگري هم وجود دارد كه آنقدر روشن است كه ديگر نيازي به ذكرشان نيست مثل ضعف داوري كه معلوم بود عرب ها داورها را خريده اند، كج بودن زمين و بدي آب و هوا و ...

در پايان پيشنهاد مي شود ضمن مجازات همه عوامل شكست كه در بند 7 به آنها اشاره شد، طي مراسم ويژه اي از علي آبادي، قراخانلو، كفاشيان و ساير عواملي كه ما را در تهيه و تنظيم اين گزارش و كسب دو مدال المپيك ياري كردند، تقدير و تشكر به عمل آيد به ويژه اينكه طبق نظر كارشناسان، مدال برنز كشتي و مدال طلاي تكواندو، مهم ترين مدال هاي المپيك هستند و بقيه مدال ها ارزش چنداني ندارند و آدم بايد دلش پاك باشد.
در ضمن در اين چند روز گذشته، به عزيزان مسوول ورزش مملكت خيلي بدو بيراه گفته اند كه جا دارد نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به نمايندگي از ملت بزرگ ايران از همه اين عزيزان به ويژه از آقاي علي آبادي عذرخواهي نمايند.

 پی نوشت : هميشه يادت باشه فقط يكي هست كه به خاطر تو نفس ميكشه... اونم دماغته!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 11:46  توسط علی  | 


دوست یا دشمن !!!

مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند
قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند
لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند
لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها
قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند
عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند
مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند
حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا مي آيند
تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است
اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان!

پی نوشت : دیروز وقتی فیلم یوسف پیامبر رو می دیدم یه چیز با حال کشف کردم در واقع یه سوتی ... همونجایی که یوسف میگه اینجا رودخانه است کنار رودخانه رو اگه دقت می کردین جای چرخ ماشین های بزرگ اونجا تابلو بود !!!

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387 ساعت 10:52  توسط علی  |