تبليغاتX
این وبلاگ عنوان ندارد !!!
شبی مجنون به لیلی گفت کای محبوب بی همتا ... تو را عاشق شود پیدا ... ولی مجنون نخواهد شد !


این وبلاگ عنوان ندارد !!!









سلام سلام  امروز روز خوبی برای وبلاگمه ... این وبلاگ امروز دقیقا یک ساله که نوشته می شه .... البته به آرشیو نگاه نکنین چون موضوع قبلی وبلاگ فرق داشت... یعنی راستش هر روز یه مطلب انتخاب می کردم  اول " غم هجران " بعد " دانلود عکس " و حالا هم که می بینید . یادمه سال پیش اولین شعری که انداختم تو وبلاگم شعر بی همگان مولانا بود که البته امروز مسخرش کردمو آوردم  ولی اول باید یه عکس کیک تولد واسه این وبلاگ بندازم و بعدا اونم می نویسیم واستون :

خوب چون پول اضافی نداشتم نتونستم زیاد کیکشو بزرگ بخرم ... ولی دیروز هم یه اتفاق خیلی خوبی برام افتاد که کلا امروز به قول گیلاسی خیلی خوچحالیم  خوب و اما اولین شعری رو که گذاشتم تو وبلاگم امروز مسخره می شه :

بي همگان به سر شود بي تو به سر نمي شود

 خشك چو همبرگر سلف ، چيز دگر نمي شود

آي تـو وام بي وفــا ، زود ز پيش مـا روی

 آن منـي كـجا روي ؟ به تـو به سـر نمي شود

كهنه لباس نـخ كشم ، غير تو نيست پوششم

 سر زغم تو چون كشم ، بي تو به سر نمي شود

داد من و هـوار من ، شــام من و ناهــار من

 باغ من و بهـار من ، بـي تــو به سـر نمي شـود

امـر جنـاب گلنشان گـشت بر ايمــان عيـان

 وضـع غـذاي سلفمـان ، هيچ بتـر نمي شـود

گرچه به وعده هاي تو راست نگشت كار من

مونس و غمگسـار من ، بي تـو به سـر نمي شـود

خوب فعلا تا ۱۰ سال دیگه بای  .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386 ساعت 10:18  توسط علی  | 


سلام  چه خبر ؟ بابا ای ول این بار روی منو کم کردین البته یکی دو نفر به تنهایی هاااااااا  نظرات اینبار بالا بود ولی خدایی از دست این آمارم خسته شدم . یادمه وقتی دانلود عکس میزاشتم مشتری وبلاگم از این وضع بهتر بود ... اون وقتها ۱۵۰ تا آمار داشتم ولی با این وبلاگ ۱۵ تا  .... اینبار هم آپ کردم که خانوما نبینن بهتره  تقریبا ۱۰ روز دیگه تولد وبلاگمه یه دفعه هم اون روز آپ می کنم .. اینبار هم به سفارش دوستان آپ کردم و گرنه میزاشتم واسه اون وقت ... خوب فعلا اینو بخونین!

به من نيگا نكن آهاي برادر

خودت مگه نداري خار و مادر !

ماه و مگه تو نيمه شب نديدي

مي خواي بگي تو خط لب نديدي؟

صورت من يه كم اناري شده

يه ريزه هم بتونه كاري شده

امل بي سواد ژل نديده

دهاتي خنگ ريمل نديده

تقصير خياطاي رو سياهه

مانتوي من اگه يه كم كوتاهه

امون از اين شهر مقرراتي

موارد فجيع منكراتي

تو كوچه و تو سلف و دانشكده

سهم من از خوشگلي نيم درصده

خوشگلي تو خونه هم چه فايده

مهموني شبونه هم چه فايده

بابام كه عاشق چشام نمي شه

عاشق لرزش صدام نمي شه

برادر پلاسم ام همين طور

دوستاي بي كلاسم ام همين طور

فقط مي مونه كوچه و خيابون

براي عرضه ي قشنگي يامون

آهاي مدير پاك با سياست

من كجا و اماكن و حراست ؟

هم انقباضيه هم انبساطي

كميته ي مخوف انضباطي

نذار كه دلتنگي مو هي كش بدم

خوشگلي مو كجا نمايش بدم

حيفه جوونامون پسر بميرن

كاري كنين جوونا زن بگيرن ....!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 ساعت 10:29  توسط علی  | 


سلام  چیه چرا اینطوری نیگام می کنی مگه آدم ندیدین  بابا چیکار کنم وقت نمی شه به خدا  ولی امروز یه شعر گذاشتم که فکر کنم خانوما خیلی خوششون بیاد از این شعر  و این هم از شعر ما :

زن ذليل

الهي! به مردان در خانه ات!
به آن زن ذليلان فرزانه ات!
به آنانکه با امر روحي فداک!
نشينند وسبزي نمايند پاک!
به آنانکه از بيخ وبن زي ذيند!
شب وروز با امر زن مي زيند!
به آنانکه مرعوب مادر زنند!
ز اخلاق نيکوش دم مي زنند!
به آن شير مردان با پيشبند!
که در ظرف شستن به تاب وتبند!
به آنانکه در بچّه داري تکند!
يلان عوض کردن پوشکند!
به آنانکه بي امر واذن عيال
نيايد در از جيبشان يک ريال!
به آنانکه با ذوق وشوق تمام
به مادر زن خود بگويند: مام (!)
به آنانکه دارند با افتخار
نشان ايزو...نه! زي ذي نه هزار!
به آنانکه دامن رفو مي کنند!
ز بعد رفويش اُتو مي کنند!
به آنانکه درگير سوزن نخند!
گرفتار پخت و پز مطبخند!
به آن قرمه سبزي پزان قدر!
به آن مادران به ظاهر پدر(!)
الهي! به آه دل زن ذليل!
به آن اشک چشمان ممّد سبيل (!)
به تنهاي مردان که از لنگه کفش
چو جيغ عيالاتشان شد بنفش!
:
که مارا بر اين عهد کن استوار!
از اين زن ذليلي مکن برکنار!
به زي ذي جماعت نما لطف خاص!
نفرما از اين يوغ مارا خلاص

 

خوب حال کردین  نظر نمیدین منم آپ نمی کنم . اگه تعداد نظرات این پست به ۲۰ نرسه آپ بی آپ  بای

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386 ساعت 14:0  توسط علی  |