تبليغاتX
این وبلاگ عنوان ندارد !!!
شبی مجنون به لیلی گفت کای محبوب بی همتا ... تو را عاشق شود پیدا ... ولی مجنون نخواهد شد !


این وبلاگ عنوان ندارد !!!









سلام . بدون مقدمه می خوام برم سر اصل مطلب ...... ۱- خیلی ممنون از نظرهایی که دادین ۲- خیلی ناراحتم بابت اینکه یکی از دوستان ( مسافر کوچولوها ) وبلاگشونو تعطیل کردن ۳- یکی دو نفر از دوستان ازم خواسته بودن تا که یکمی از زندگیم بنویسم که در جوابشون باید بگم همش مشکلات و بدبختی هست جز اینا چیزی ندارم  ۴- در پست بعدی نتایج نظر سنجی رو اعلام می کنم ۵- اینبار فقط دو تا شعر دارم ........... همین !!!

خوب حالا اول لیلی و مجنون  .

گـلـه مـيـكـرد زِ مـجـنـون لـيـلـي

گـلـه مـيـكـرد زِ مـجـنـون لـيـلـي
كـه شـده رابـطـه‌ مـان ايـمـيـلـي
حــيــف ازان رابـطـة انـسـانـي
كـه چـنين شـد كـه خـودت ميداني
عـشــق وقـتـي بـشـود دات‌كـامي
حـاصلـش نـيـسـت بـجـز نـاكـامـي
نـازنـيـن خـورده مگـر گـرگ تورا؟
برده يا "دات‌كام" و"دات اُرگ" تورا؟
بــهــرت ايـمـيـل زدم پـيشـترك
جـاي "سابجكت" نـوشـتم بـه درك
بـه درك گـر دل مـن غمگين است
بـه درك گـر غم مـن سنگين است
بـه درك رابـطـه گر خورده تَـرَك
 قـطـع آنـهم بـه جـهـنـم، بـه درك!
آنـقـدر دلـخـور ازيـن ايـمـيـلـم
كـه بـه ايـن رابـطـه هـم بـي ‌مـيـلم
مـرگ لـيـلي، نِت و مِت را ول كن
هـمـه را جاي "اوكِي" ، "كنسِل" كن
OFF كـن كـامـپـيـوتـر را جـانـم
يـار مـن بـاش و بـبـيـن مـن ON ام
اگـرت حـرفـي و پـيـغـامـي هسـت
روي كـاغـذ بـنـويـس بــا دسـت
نــامـه يـك حـالـت ديـگـر دارد
خـــط ِ تـو لـطـف ِ مـكـرر دارد
خسته ازFont و زِFormat شده‌ام
دلـخـور از گـردالـيِ @ شــده‌ام
كرد "ريـپـلاي" بـه لـيـلـي مـجـنـون
 كه دلم هست ازين "سابجكت"خون
بـاشـه فـردا تـلـفـن خـواهـم كـرد
هرچه گفتي كـه بكن خـواهم كـرد
زودتـر پـيـش تـو خـواهـم آمـد
 هي مـرتـب بـه تـو سر خـواهـم زد
راسـت گـفتـي تـو عـزيـزم لـيـلـي
ديــگر از مــن نــرسـد ايـمـيـلي
نـامـه ‌اي پـسـت نـمـودم بـهـرت
بـه امـيـدي كـه سـرآيـد قـهـرت

 

 

و ویروس و رستم

 

به نام خداوند ويروس و گارد


كنـون رزم ويـروس و رستم شنو
دگـــرها شنيــدستي اين هـم شنـو
كـه اسفنـديـارش يكـي ديسك داد
بگفتـا بــه رستم كــه اي نيكــــزاد
در اين ديسك باشد يكي فايل ناب
كه بگــرفتم از سـايت افــــراسياب
چنيــن گفت رستـم بـه اسفنـديـار
كه مـن گشنمـه نـون سنگك بيـــار
جوابش چنين داد خنــدان طــرف
كه مـن نـون سنگك نـدارم بـه كف
برو حال مي كن بدين ديسك هان !
كه هـم نـون و هـم آب باشد درآن
تهمتن روان شـد سـوي خانـه اش
شتابـان بــه ديـــدار رايــانــه اش
چـو آمـد بـه نزديـك ميني تاورش
بــزد ضــربه بـر دگمــــة پاورش
دگـر صبـر و آرام و طاقت نداشت
مران ديسك را در درايوش گذاشت
نكـرد هيـچ صبر و نـداد هيـچ لفت
يكـي ليست از روت ديسكت گـرفت
در آن ديسك ديدش يكي فايل بود
بــزد انتـــر آنجــا و اجــرا نمــود
كز آن يك دمو شد پس از آن عيان
ابا فيلــم و مـوزيك و شرح و بيان
به ناگـه چنان سيستمش كرد هنگ
كه رستم درآن مانده مبهوت و منگ
چـو رستم دگـربـاره ريست نمود
همـي كرد هنگ و همان شد كه بود
تهمتــــن كلافـــه شـــد و داد زد
ز بخـت بــد خويش فـــريــــاد زد
چـو تهمينـه فـرياد رستـم شنــود
بيــامــد كــه ليسانس رايــانه بود
بــدو گفت رستـم همــه مشكلـش
وز آن ديسك و بــرنامة خوشگلش
چـو رستـم بـدو داد قيچي و ريش
يكـــي ديسك بوت ايبل آورد پيش
يكـي تول كيت انـدر آن ديسك بود
بـــرآورد آنـــرا و اجـــرا نمـــود
همي گشت تول كيت ، هارد اندرش
چـــو كـودك كـه گردد پي مادرش
بـه نـاگـه يكـي رمـز ويروس يافت
پــي حـذف امضـاي ايشان شتافت
چـو ويــروس را نيـك بشنـاختش
مــر از بــوت سكتور بــرانداختش
يكـي ضـربـه زد بر سر تـول كيت
كـه هــر بايت آن گشت هشتاد بيت
بـه خاك انـدر افـكند ويــروس را
تهمتـن بــه رايــانــه زد بــوس را

 

خوب آقا و خانوم ها ممنون از نظرات و راهنمایی های شما خوشحال میشم که به وبلاگ من سر می زنین ........... خوب دیگه کاری ندارم فقط نظر یادت نره !!!

بای بای

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 ساعت 15:21  توسط علی  | 


سلام . ببخشید بازم دیر آپ کردم آخه هم کامپیوترم خراب بود و هم مطلب مسخره نداشتم ولی یه دونه بازم از حافظ مطلب جور کردم که بخونین ضرر نمی کنین  . و یکی هم از آهنگ های نعمت الله آغاسی خواننده مشهور و خوش صدای ایرانی قبل از انقلاب که من خیلی دوسش دارم  گذاشتم تا گوش بدین و حال کنین . ضمنا این اولین آهنگ نعمت الله آغاسی هستش  خوب حالا بیاین پایین .

حافظ و بازم مسخره بازی :

نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
ديدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : عليک جانم
گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا : نمانده حالي
گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بي خيالي
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
گفتا : که مي سرايم شعر سپيد باری
گفتم : رقيب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، ديروز يا پريروز
گفتم : بگو ، ز مويش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : کجاست جمشيد ؟ جام جهان نمايش ؟
گفتا : خريده قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو ، ز ساقي حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ، ز محمل يا از کجاوه يادی
گفتا : پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوک مدادی
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقي
گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقي
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگي
گفتا : که ادکلن شد در شيشه های رنگي
گفتم : سراغ داری ميخانه ای حسابي ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابي
گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتي ؟
گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي .

 

 

خوب و اما ایوالله به نعمت الله آغاسی (بیا پایین )

آهنگ نعمت الله آغاسی تقریبا 700 کیلو بایت

 

خوب دوستان نظر یادتون نره و اگه آهنگ های قدیمی هر کی می خواد به من بگه تا به ایمیلش ارسال کنم خوب فعلا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386 ساعت 12:23  توسط علی  | 


سلام . امروز حالم اصلا خوب نیست . یه اتفاق خیلی خیلی بد افتاده  خدایی من که شنیدم خیلی ناراحت شدم  . یکی از دوستان اینترنتی که به نام معصوم ( فامیلیشو نمی دونم ) دیروز مادرشون فوت کردن ( خدا رحمتش کنه ) من امروز می خواستم آپ کنم ولی به خاطر همین مسئله از آپ کردن صرف نظر کردم  . از همتون می خوام همین الان یه صلوات به شادی روح اون مرحوم بفرستین و بعدشم برین وبلاگی که میگم نظر بدین و بهش تسلیت بگین . خیلی ممنون .

آدرس وبلاگ : http://tavan-ashgh2002.blogfa.com/

فقط یه حرفی پست آخرش رو رنگش سفیده روش کلیک کنین تا بتونین ببینین .

انشالله یه هفته دیگه می آپم  ممنون فعلا .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386 ساعت 17:29  توسط علی  |