سلام . می دونم بازم مثل همیشه دیر کردم

به خدا امتحانا نمی ذاشتن . خوب حالا اومدم . دیروزم تیم رئال مادرید قهرمان شد خیلی حال کردم

خوب امروز اول مثل همیشه با یه سری شعر مسخره و حیدر بابایه شهریار با صدای خود شهریار اومدم ( خودش خونده شعرشو ) البته آذری زبانها این شعر رو بهتر می فهمن

. خوب حالا بریم سراغ شعر ها .
مزن بر سر ناتوان دســـــــت زور سرش میشـــــکند احمق بی شـــــــعـــور
خداوند گر زحکمــــــت ببندد دری زرحمت ببندد قفل محکــــــــــــــــــمتری
نگاهم با نگاهــــــــت کرد برخورد خدا مرگـــــت بده حالم به هم خـــــــــــورد
اگر داری تو عقل و دانش و هوش بخر هوندا بزن هندل بپــــــــــــــــر روش
در دریاچه عشقــــــــــت شنا کردم غورباغه گازم گرفت فرار کــــــــــــــــردم
بنی آدم اعضای یکدیـــــــــــــگرند که مثل سگ به هم مـــــــی پرنـــــــــــــــد
چو عضوی بدرد آورد روزگــــــار که پنچر شود چرخ آموزگــــــــــــــــــــــار
تو کز محـــــــنت دیگران بی غمی گمونم پسر عمــــــــــــــه شلغمـــــــــــــی
میازار موری که دانه کـــــــــش است که عمویش هفت تیر کش و چاقو کــــش است
ابرو بادو مه وخورشیدو فلک در کارند بچه ها درس نخوانید که لیسانسه ها بی کارند
خوب خوب بود مگه نه
حالا اگه تکراری هم بود خودتون ببخشید شما که بزرگین
حالا بریم سراغ شعر شهریار با صدای خودش . خدایی اینو تو هیچ جا نمی تونین پیدا کنین .
حیدر بابا شهریار با صدای خودش
و اما طریقه دانلود : اول که اینو باز کردین یه صفحه ی جدید باز می شه . بعد میرین پایین روی دانلود کلیک می کنین . بعد یه صفحه ی جدید باز میشه و شما باید ۱ دقیقه منتظر بمونین بعد از یه دقیقه یه کد چهار رقمی میده بغلش اونو می زنین و بعد روی دانلود فایل کلیک می کنین . و اما خداییش اگه به این پستم نظر ندین انصاف نکردین
اگه دوست داشتین یه شعر دیگه ای داره به نام " خان ننه " اونم براتون می زارم . فعلا
.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 ساعت 10:26 توسط علی
|